زمان به عنوان شاخص فقر: مطالعه فقر زمانی جمعیت شهری در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا، گروه جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه جمعیت شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری گروه جمعیت شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران ایران
doi
10.22034/jeds.2025.62809.1820چکیده
فقر زمانی علیرغم اهمیت ذاتی و پیامدهایی که برای سلامت و بهرهوری افراد و توسعه اقتصادی-اجتماعی جامعه دارد، در مطالعات داخل کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است و شناختی در این زمینه در سطح ملی وجود ندارد. در این مطالعه، با بهرهگیری از دادههای سه دوره پیمایش گذران وقت مناطق شهری ایران (سالهای 88-1387، 94-1393 و 99-1398)، شاخص فقر فوستر گریر و توربک (FGT) برمبنای مقدار زمان اختصاص دادهشده به فعالیتهای شغلی (دستمزدی) و خانگی (غیردستمزدی) محاسبه شد تا به این سؤالات پاسخ داده شود: شیوع فقر زمانی چقدر است؟ شیوع این پدیده تا چه حد در طول زمان تغییر کرده است؟ تا چه حد تفاوتهای جنسی و سنی در این پدیده مشاهده میشود؟ یافتههای مقاله حاکی از آن بود که فقر زمانی در مناطق شهری ایران پدیدهای عمدتاً مردانه است که این یافته بر اساس مطالعات پیشین با وضعیت سایر جوامع همخوانی ندارد. همچنین بیشترین شیوع و شکاف فقر زمانی در سنین میانسالی (59-40 سال) مشاهده شد که همسو با نتایج تحقیقات گذشته است. مقادیر ناچیز شاخص مجذور شکاف فقر زمانی بیانگر شیوع بسیار کم فقر زمانی شدید در مناطق شهری کشور بود. شیوع بیشتر فقر زمانی شدید بین مردان نشان میدهد که به طور کلی فعالیتهای شغلی نسبت به فعالیتهای خانگی تأثیر بیشتری در تجربة فقر زمانی دارد. مطالعات آینده میتوانند با بررسی رابطه فقر اقتصادی و فقر زمانی، تبیین فقر زمانی با استفاده از رویکرد تلاقی و توجه به چندبُعدی بودن تعیینکنندههای آن و مقایسه الگوها و تعیینکنندههای این پدیده در مناطق شهری و روستایی به درک عمیقتر پدیده فقر و سیاستگذاری مبتنی بر شواهد برای محو آن کمک کنند.