آموزۀ تقدیر در کلام اسلامی و تفکر رنسانس: مطالعۀ موردی مقایسۀ اشاعره و ماکیاولی
نویسندگان
1 مربی دانشکده الهیات، دانشگاه پیام نور تهران، ایران
doi
10.30465/cps.2025.50553.3479چکیده
این پژوهش به بررسی تطبیقی آموزه تقدیر در کلام اشاعره و مفهوم "Fortuna" در اندیشه ماکیاولی میپردازد. در حالی که اشاعره، در چارچوب الهیات اسلامی، بر قدرت مطلق خداوند و جبرگرایی تأکید دارند و اعمال و سرنوشت انسان را تابع اراده الهی میدانند، ماکیاولی سرنوشت را نیرویی غیرشخصی و غیرقابل پیشبینی معرفی میکند که رهبران سیاسی میتوانند با بهرهگیری از هوشمندی (Virtù) آن را مهار کنند. این تفاوت بنیادی موجب شده است که تأثیر این دو رویکرد بر سیاست و حکمرانی به شکلی متفاوت تبیین شود. اندیشه اشعری، با تثبیت مشروعیت الهی حاکمان و تأکید بر پذیرش تقدیر، به ویژه در دوران خلافت اسلامی، زمینهای برای پذیرش اقتدارگرایی فراهم کرده است. در مقابل، ماکیاولی با رویکرد عملگرایانه خود، حکمرانی را عرصهای برای مداخله و کنترل سرنوشت میداند. این مقاله با روش تحلیل تطبیقی، به بررسی پیامدهای این دو نگرش در حوزه های سیاسی و اجتماعی پرداخته و نشان میدهد که اشاعره و ماکیاولی، هرچند هر دو به نیرویی فراتر از انسان اذعان دارند، اما میزان نقشآفرینی انسان در برابر آن را به شکلی متفاوت تحلیل کردهاند.