تحلیل معناشناختی روابط غیرکلامی در غزلهای سنایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
4 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
doi
10.22080/rjls.2023.24657.1364چکیده
روابط غیرکلامی عاشقانه در دیوان سنایی با توجه به جایگاه و قدرت معشوق و عاشق، نوع غزل و انتخاب سبک بیان روایی و غیر روایی و نیت طرفین و از همه مهمتر ارجاع به زمان نامشخص از گذشته تا آینده برقرار می شود که در سه حالت1- حسی؛ با تمرکز بر حواس پنجگانه 2- رفتاری؛ با تمرکز بر کنش و واکنش 3- شناختی و انتزاعی با تمرکز بر تفسیر، تاویل مخابره می شود. از یافته های این تحقیق آن است که بیشترین توجه عاشق در راوبط غیرکلامی بصورت شناختی و انتزاعی است. درحقیقت فرستندۀ پیام به معشوق توجهی ندارد؛ بلکه به بیان اندیشه و پندار خود به صورت یکطرفه می پردازد. بیشتر ارتباطات غیرکلامی معشوق بصورت حسی و بویژه تصویری است که بازتاب گفتمانهای پیشینه و با کارکرد ثابت ناشی از مختصات فرهنگی- ادبی است؛ مانند غمزه و حرکات چشم و ابرو. باتوجه به شروع غزل های قلندرانه برخی روابط غیرکلامی خصوصیتر و نوتر است و اغلب همراه با کنش های رفتاری و شناختی است. همچنین گفتمان سکوت در هر دو سوی رابطه کمتر دیده شده است. اگرچه باب سخن و گفتگو با معشوق زیباروی در تاریخ ادبیات فارسی عموماً بسته است، اما روابط غیرکلامی با معشوق عتاب آلودِ قلندر در دیوان سنایی اغلب رفتاری و شناختی است. به این ترتیب این نتیجه حاصل شده است که روابط غیرکلامی در غزل های عاشقانه مبتنی بر روابط تصویری و حسی است و هر چه به سمت غزل قلندرانه پیش می رویم روابط انتزاعی تر و شناختی تر خواهد بود.