مؤلفه های سوررئالیستی ابهام زا در غزلیات شمس تبریزی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه مازندران

2 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران،بابلسر،ایران

3 دانشگاه مازندران

4 دانشگاه مازندران

doi
10.22080/rjls.2022.24227.1347
چکیده

در قرن نوزدهم پیرو به وجود آمدن مکاتب ادبی هم‌چون رمانتیسم و سوررئالیسم که معنای واضح را در اثر ادبی طرد و تحقیر کردند و به جای آن ابهام و غموض را رواج دادند، نظریه‌های ادبی نیز به ابهام به عنوان یک ارزش در اثر ادبی نگریستند؛ زیرا با شرکت دادن خواننده در فرایند آفرینش معنا، نوعی تعامل میان خواننده و متن ایجاد می‌کند. غزلیات شمس تبریزی از جمله متونی است که از ابهام در معنای هنری آن برخوردار است. این ابهام در کلیت شعر مولوی نهفته است و دستگاه بلاغی، زبان و حوزه‌ی معنایی شعر او را تحت تاثیر قرار داده است.بخشی از ابهام‌ها در غزل مولانا ناشی از صورخیال و عناصر بلاغی هم‌چون تشبیه، تلمیح، حس‌آمیزی، پارادوکس، استعاره و رمز است که هر یک ازین عناصر به تنهایی تحت تاثیر عواملی به وجود آمده‌اند که شباهت بسیار به مؤلفه‌های مکتب سوررئالیسم دارد. این پژوهش که به روش توصیفی_ تحلیلی نوشته شده‌است بر آن است تا نشان دهد فضای سوررئالیستی حاکم بر غزلیات شمس،چه تاثیری بر ابهام این متن و ظهور صور بلاغی ابهام‌زا داشته است. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که در غزلیات شمس صور بلاغی ابهام‌زا در فضایی سوررئالیستی به وجود آمده‌اند و از میان عناصر بلاغی تشبیه، تشخیص و رمز که تحت تاثیر ناخودآگاه شاعر در شعر مجال بروز می‌یابد، بیش‌ترین نمود را در مقایسه با عناصر بلاغی دیگر دارا هستند.