اثربخشی برنامۀ آموزش مثبت مبتنی بر مدل پرمای سلیگمن بر خودکارآمدی و مشارکت دانشآموزان در کلاسهای برخط
نویسندگان
1 دکتری روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی تربیتی و مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار ، گروه روانشناسی تربیتی و مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/japr.2023.352761.644485چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مثبت مبتنی بر مدل پرمای سلیگمن بر خودکارآمدی و مشارکت دانشآموزان در کلاسهای برخط بود. پژوهش حاضر بهلحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش، آزمایشی با طرح اندازهگیریهای مکرر بود. جامعۀ آماری پژوهش را مدارس ابتدایی دولتی دورۀ دوم منطقۀ 11 شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند. یکی از مدارس دورۀ دوم ابتدایی از منطقۀ ۱۱ تهران به شیوۀ نمونهگیری در دسترس انتخاب و مطالعه روی کلیۀ دانشآموزان این مدرسۀ ابتدایی (۳۱۵ دانشآموز دختر) صورت گرفت. ابزارهای بهکاررفته در پژوهش، مقیاس خودکارآمدی دانشآموزان در یادگیری برخط (OLSES) و مقیاس مشارکت دانشآموزان در کلاسهای برخط (OSE) بود. بهمنظور تحلیل دادهها از برنامۀ SPSS-26 و روش تحلیل واریانس یکراهۀ اندازهگیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد مداخلۀ آموزش مثبت توانسته است خودکارآمدی و مشارکت دانشآموزان در کلاسهای برخط را ارتقا بخشد. یافتههای این پژوهش میتواند به روانشناسان تربیتی و مشاوران مدارس در طراحی و اجرای برنامههای ارتقای شکوفایی و بهبود انگیزش دانشآموزان در مدارس یاری رساند.