سنجش تطبیقی بنمایههای اساطیری و همبنیانیها در اسطورههای ایران، چین و اسکاندیناوی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران.
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران.
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران.
4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران.
doi
10.22080/rjls.2022.23786.1323چکیده
بر پایۀ شواهد اسطورهای و تاریخی میان سرزمینهای ایران، چین و اسکاندیناوی در گذشتههای دور ارتباطاتی در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی وجود داشته است. در این میان بررسی تعاملات و تشابهات فرهنگی با تاکید بر بن مایه های اساطیری در میان سه کشور مذکور از اهمیت بالایی برخوردار می گردد. لذا این پژوهش با بررسی و واکاوی پارههایی از بنمایههای اساطیری میان سه سرزمین مزبور و با بهره گیری از روش تحلیلی وتطبیقی و با هدف پاسخ به این پرسش که «آیا میان سه سرزمین ایران،چین و اسکاندیناوی بن مایههای همسان اساطیری وجود دارد؟» نوشته شد. یافته های مقاله نشان می دهد که اولا تشابهات مشترک اساطیری وسیعی میان اقوام این سه سرزمین وجود دارد و دوما علل همسانی بن مایههای اساطیری میان ایران، چین و اسکاندیناوی به لحاظ تاریخی، اقوام سکایی ساکن میان ایران و چین در دورهای از تاریخ و روابط بازرگانی اسکاندیناویان نورسی با ایرانیان در دورۀ سامانی از طریق جادۀ خز، و به لحاظ اسطورهای، سرزمین واحد مشترک اساطیری اقوام کهن تا پیش از تقسیم جهان با فرزندان به دست فریدون،و به لحاظ روانکاوانه ضمیر ناخودآگاه جمعی، میباشد. با رمزگشایی پارهای از اساطیر سه ملت مانند گردونهرانی ایزدان و پیکرعوضکردن این ایزدان...پی میبریم که برخی داستانهای اساطیری سه ملت چنان است که گویی هر اسطوره مکمل اسطورهای دیگر است و داستانهای اساطیری سه ملت تکههای گمشدۀ یکدیگرند.