تحلیل رابطۀ انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی با تحولات سوریه و لبنان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اندیشۀ سیاسی در اسلام، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
2 دانشیار پژوهشکده اندیشه سیاسی، انقلاب و تمدن اسلامی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
3 استادیار علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
doi
10.30465/cps.2025.51818.3555چکیده
با ظهور انقلاب اسلامی ایران ارزشهای جهانشمول مبتنی بر مبانی دین اسلام و شکلگیری حکومت دینی برآمده از مردم، گفتمانی را در سطح جهانی شکل داد که از آن با عنون تمدن نوین اسلامی یاد میشود. در واقع الگوی عملی و عینی تمدن نوین اسلامی متأثر از انقلاب اسلامی ایران و عینیت یافتن حاکمیت دین در عمل به احیاگر فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی تبدیل شد. پژوهش حاضر با طرح این سؤال که نسبت تحولات منطقه مخصوصاً محور مقاومت (سوریه، لبنان) با انقلاب اسلامی چه بوده و این تحولات برای تحقق تمدن نوین اسلامی چه نقشی میتواند داشته باشد؟ بر این موضوع تأکید دارد که ایران انقلاب اسلامی، قطعا یکی از نیروهای تعیینکننده و تأثیرگذار دوره معاصر در زمینه تمدنسازی در سطح جهانی بوده است. برای تحقق این هدف با روش فراتحلیل، نگرش رهبران انقلاب و دستگاه سیاست خارجی بر تأثیرگذاری مستقیم بر کشورهای جهان اسلام مخصوصا کشورهای عضو محور مقاومت (لبنان، سوریه) بوده است. هدفگذاری برای تحقق تمدن نوین اسلامی در کشورهای مذکور با توجه به رویکرد غربستیز آنها، پیوندهای مشترک فرهنگی و تاریخی، مذهب مشترک تشیع، و رقابت با جریان غرب بوده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد انقلاب اسلامی توانسته است زمینه الگوسازی از تمدن نوین اسلامی در بدنه اجتماعی کشورهای عضو جبهه مقاومت را فراهم آورد. البته برخی از بخشهای مقاله بر بیانات رهبر معظم انقلاب اساره دارد درباره اینکه مقاومت یک پدیده نرمافزارانه است نه سختافزارانه، که با شهادت رهبران و نابود شدن امکانات از بین برود.