ارزیابی الگوی مصرف انرژی و تأثیر دانش بومی در نظام کشت برنج استان گیلان

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری، گروه مدیریت مرتع، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران،

2 دانشیار، گروه مدیریت مرتع، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران،

3 دانشیار، گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده مدیریت کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران،

4 دانشیار، گروه مدیریت مرتع، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران،

doi
10.22069/ejcp.2026.24019.2707
چکیده

سابقه و هدف: امروزه به دلیل ضرورت حفظ منابع طبیعی تلاش در جهت مدیریت بهینه انرژی در کشاورزی پررنگ‌تر شده است. این مطالعه با هدف تعیین شاخص‌های انرژی، دانش بومی مرتبط با مصرف انرژی و تحلیل اقتصادی در نظام کشت برنج استان گیلان در سال 1401 انجام شد.مواد و روش: روش مطالعه شامل جمع‌آوری داده‌های انرژی به‌وسیله‌ی پرسشنامه نیمه ساختارمند، از 30 خانوار و 60 کشاورز در مزارع با ابعاد (5/0 >، 5/0 تا 1 و 1 <) هکتار است. پرسشنامه شامل سؤالاتی در مورد ورودی‌های انرژی مانند بذر، کود شیمیایی، کود حیوانی، نیروی انسانی، ماشین‌آلات کشاورزی و خروجی‌ها شامل شلتوک و کاه بود. تخمین انرژی با کمک ضرایب و شاخص‌های انرژی (کارایی انرژی، بهره‌وری انرژی، انرژی خاص و انرژی خالص) انجام شد. بررسی دانش بومی با روش مردم‌نگاری شامل مشاهده‌ی مشارکتی و تحلیل آن با روش کدگذاری باز به کمک نرم‌افزار MAXQDA 2020 صورت پذیرفت.نتایج: کل انرژی ورودی و خروجی میانگین به ترتیب حدود 08/24087 و 72/75001 مگاژول بر هکتار در سال بوده است. بیشترین ورودی انرژی مربوط به آب (31%)، کود نیتروژن (28%) و سوخت (14%) است. بهره‌وری و کارایی انرژی به ترتیب 11/3 و 10/0 کیلوگرم بر مگاژول بود. همچنین انرژی ویژه 57/9 مگاژول بر کیلوگرم و مقدار انرژی خالص 64/50914 مگاژول بر هکتار در سال محاسبه ‌شد. انرژی تجدید پذیر و تجدید ناپذیر 17 و 83 درصد و انرژی مستقیم و غیرمستقیم 19 و 81 درصد را تشکیل دادند. افزایش اندازه مزرعه باعث افزایش عملکرد برنج و شاخص‌های انرژی شد که می‌توان آن را به مدیریت مزارع در مقیاس بزرگ ارجاع داد. در تحلیل اقتصادی ارزش کل تولید 662648400 ریال بر هکتار در سال و بازده خالص 240374610 ریال بر هکتار در سال است. نسبت سود به هزینه 57/1 بوده و بیشترین هزینه تولید برای نیروی کارگری، بذر و ماشین‌آلات است. دانش بومی کشاورزان در زمینه‌ی مصرف انرژی در کشت برنج در شش مقوله مدیریت زمین، آب، کود آلی، بذر، کاشت و مکانیزاسیون قابل‌طبقه‌بندی است.نتیجه‌گیری: کشت برنج در منطقه موردمطالعه علیرغم سهم بالای نهاده‌های پرمصرف مانند آب، کود نیتروژن و سوخت، از منظر انرژی و اقتصاد دارای بازده مثبت است. بهبود عملکرد و شاخص‌های انرژی با افزایش وسعت مزارع، ضرورت مدیریت منسجم را برجسته می‌سازد. با توجه به سهم بالای نهاده‌های پرمصرف، ارتقای بهره‌وری و کاهش وابستگی به منابع تجدید ناپذیر، بهره‌گیری هم‌زمان از دانش بومی کشاورزان و فناوری‌های نوین ضروری است. به‌کارگیری این رویکرد تلفیقی همراه با حمایت سیاستی و توسعه فناوری‌های کارآمد، می‌تواند نقش مهمی در ارتقای بهره‌وری و پایداری کشت برنج ایفا کند.