ارزیابی تأثیر سطوح مختلف کود اوره بر پایداری عملکرد دو رقم عدس دیم در منطقه مراغه

نویسندگان

1 مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مراغه، ایران

2 مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مراغه، ایران،

3 مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مراغه، ایران

doi
10.22069/ejcp.2026.24127.2714
چکیده

سابقه و هدف: با توجه به اهمیت عدس در تأمین امنیت غذایی و نقش مهم کود نیتروژن در دستیابی به عملکرد پایدار در نظام‌های کشت دیم، تعیین سطح بهینه کود نیتروژن برای دستیابی به عملکرد پایدار تحت شرایط تغییرپذیری اقلیمی در مناطق نیمه‌خشک از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اگرچه عدس به دلیل توانایی ایجاد رابطه همزیستی با باکتری‌های تثبیت‌کننده نیتروژن، به‌عنوان گیاهی کم‌نیاز به نیتروژن شناخته می‌شود، اما در خاک‌های فقیر از ماده آلی مانند اغلب اراضی دیم ایران، مصرف کود آغازگر نیتروژنی برای استقرار اولیه و تحقق پتانسیل عملکرد ضروری است. با این حال، پاسخ عدس به نیتروژن در شرایط دیم تحت‌تأثیر نوسانات بارندگی سالانه قرار داشته و مطالعات در این زمینه در ایران محدود است. بنابراین، این پژوهش با هدف ارزیابی اثر سطوح مختلف کود اوره بر پایداری عملکرد دو رقم عدس دیم «سنا» و «بیله‌سوار» در پاسخ به تغییرپذیری اقلیمی سالانه در منطقه مراغه طراحی و اجرا شد.مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با ۳ تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم مراغه در طی 2 سال زراعی از 1402 تا 1404 اجرا شد. تیمارها شامل ارقام سنا و بیله‌سوار در کرت‌های اصلی و سطوح نیتروژن (صفر، ۲۵، ۵۰، ۷۵ و ۱۰۰ کیلوگرم اوره در هکتار) در کرت‌های فرعی بودند. پس از آماده‌سازی زمین به‌روش کم‌خاکورزی (خاکورز مرکب)، کشت به صورت بهاره در کرت‌های ۳۰ × ۱۰ متر، با عمق کشت ۵ سانتی‌متر و فاصله ردیف‌های 5/17 سانتی‌متر توسط کارنده آسکه سه‌محوره انجام شد. کود اوره هم‌زمان با کشت به‌صورت جایگذاری در عمق ۵-۶ سانتی‌متری زیر بذر اعمال شد. یافته‌ها: نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که اثر سال، رقم و سطوح کود اوره بر کلیه صفات مورد مطالعه به‌جز شاخص برداشت در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار بود. همچنین اثر متقابل سال × رقم بر عملکرد دانه و شاخص برداشت و اثر متقابل سال × کود اوره بر ارتفاع بوته و عملکرد زیستی معنی‌دار شد. بیشترین عملکرد دانه در سال اول با بارندگی مطلوب (۳۸۱ میلی‌متر) به میزان ۷۶۶ کیلوگرم در هکتار برای رقم سنا و ۶۰۳ کیلوگرم در هکتار برای رقم بیله‌سوار حاصل شد؛ در حالی که در سال دوم با کاهش بارندگی (280 میلی‌متر)، عملکرد هر دو رقم به‌ترتیب به ۶۲۲ و ۵۲۰ کیلوگرم در هکتار کاهش یافت. برازش مدل‌های رگرسیونی درجه دوم نشان داد که سطوح بهینه کود اوره برای دستیابی به حداکثر عملکرد دانه در رقم سنا بین ۴۵ تا 50 کیلوگرم در هکتار و در رقم بیله‌سوار ۴۷ کیلوگرم در هکتار متغیر بود. بهره‌وری آب باران در رقم سنا (۹۳/۱ کیلوگرم در هکتار بر میلی‌متر) به‌طور معنی‌داری بالاتر از رقم بیله‌سوار (۵۹/۱ کیلوگرم در هکتار بر میلی‌متر) بود. نتیجه‌گیری: به‌طور کلی، رقم سنا با برخورداری از پایداری عملکرد بالاتر، شاخص برداشت مطلوب‌تر (۴۴ درصد) و بهره‌وری آب باران بیشتر (۹۳/۱ کیلوگرم در هکتار بر میلی‌متر)، به عنوان رقم سازگارتر برای کشت دیم در شرایط متغیر اقلیمی منطقه مراغه شناخته شد. بر اساس یافته‌های این پژوهش، مصرف ۴۵ تا ۵۰ کیلوگرم اوره در هکتار برای رقم سنا می‌تواند به عنوان توصیه بهینه برای دستیابی به عملکرد پایدار و اقتصادی در سیستم‌های کشت دیم عدس مورد توجه قرار گیرد.