اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی بر عاطفۀ خودآگاه و کیفیت زندگی در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال رشد ذهنی

نویسندگان

1 استاد، گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

2 استادیار، گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

3 دانشجوی دکتری روان‌شناسی کودکان، گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

4 دانشیار گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

doi
10.22059/japr.2023.336809.644157
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی بر عاطفۀ خودآگاه و کیفیت زندگی در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال رشد ذهنی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح قبل از مداخله-پس از مداخله با گروه گواه و دورۀ پیگیری دوماهه بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل مادران دارای کودک مبتلا به اختلال رشد ذهنی شهرستان اردبیل در شش‌ماهۀ اول 1400 بود. در این پژوهش 37 مادر دارای کودک مبتلا به اختلال رشد ذهنی با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش هشت جلسه طی دو ماه درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی را دریافت کردند. در این پژوهش از پرسشنامۀ عاطفۀ خودآگاه (SCAQ) و پرسشنامۀ کیفیت زندگی (FQLQ) استفاده شد. داده‌ها به شیوۀ تحلیل واریانس آمیختۀ تجزیه با نرم‌افزار SPSS-25 تحلیل شد. نتایج نشان داد درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی بر عاطفۀ خودآگاه مثبت (0001=P؛ 55/0=Eta؛ 86/42=F)، عاطفۀ خودآگاه منفی (0001=P؛ 59/0=Eta؛ 84/51=F) و کیفیت زندگی (0001=P؛ 49/0=Eta؛ 93/33=F) در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال رشد ذهنی تأثیر معنادار دارد. با توجه به نتایج پژوهش می‌توان نتیجه گرفت درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی با بهره‌گیری از افکار، هیجان‌ها و رفتارهای همراه با ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان یک درمان کارآمد جهت بهبود عاطفۀ خودآگاه و کیفیت زندگی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال رشد ذهنی مورد استفاده گیرد.