بررسی مؤلفههای پلیدشهری در داستانهای مدرن مندنیپور
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه اراک
2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه اراک
doi
10.22080/rjls.2022.23622.1303چکیده
چکیدهادبیات «پلیدشهری« یا «دیستوپیایی» در مقابل ادبیات آرمانشهری قرار میگیرد. آیندهای که در این ژانر برای جامعه بشری تصور میشود، آیندهای شوم، بیمارگونه و سرشار از پلیدی است. دغدغۀ اصلی داستاننویسان ادبیات پلیدشهری، توجه به نقد اجتماعی و سیاسی و بازتاب معضلات اجتماعی پیدا و پنهانِ عصر مدرن است. داستان مدرن واجد ظرفیت متناسبی برای ژانر ادبیات پلیدشهری است؛ چراکه به معضلاتی که به شکلهای پیچیده و جدید در جامعه امروز ظهور کردهاند و گریبانگیر انسانهای همعصر ما شدهاند، میپردازد. این پژوهش برآن است به روش توصیفی- تحلیلی به کشف و بررسی مؤلفههای پلیدشهری در داستانهای کوتاه از چهار مجموعۀ داستان، «سایههای غار» «ماه نیمروز» «مومیا و عسل» و »هشتمین روز زمین» اثر شهریار مندنیپور بپردازد. نگارندگان در پی پاسخ به این پرسشها هستند که ژانر ادبیات پلیدشهری چیست و چه ویژگیهایی دارد؟ داستانهای مدرن مندنیپور کدام مؤلفه-های ژانر ادبیات پلید شهری را مطرح میکنند؟ با توجه به به بررسی آثار مدرن مندنیپور روشن شد که مواردی نظیر خودکشی، هویّتباختگی، خیانت، تنهایی انسان مدرن، خشونت و سردی رفتار، منفعل بودن و تسلیمطلبی، افزایش روحیۀ توحّش در میان انسانها، مواجهۀ ذهنی با خود، ازهم پاشیدگی روابط انسانی، قطع ارتباط عاشقانه یا بیگانگی عاطفی در روابط زوجها از مهمترین مؤلفههای پلیدشهری در داستانهای مدرن مندنیپور به شمار میروند.