نسبت سیاستهای حاشیه نشینی و هویت ساکنان حاشیه - مورد مطالعه حاشیه نشینی تهران
نویسندگان
1 استاد گروه تعاون و رفاه اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 استاد یار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران
doi
10.22034/jeds.2023.57758.1742چکیده
نسبت سیاستهای حاشیهنشینی با هویت ساکنان حاشیه(مورد مطالعه حاشیهنشینی شهر تهران)موضوع و مسئله: مقاله حاضر درصدد شناسایی اختلافهای مفهومی حول هویت حاشیهنشینان در بین سیاستهای حاشیهنشینی، دیدگاه کارکنان و فعالان فرهنگی در شهرداریها و سرای محلهها و دیدگاه خود حاشیهنشینان است.روش: از روش تحلیل تماتیک کلارک و براون در این پژوهش استفاده شده است و دادهها به صورت هدفمند از موارد ویژه انتخاب شد که شامل اسناد مرتبط با سیاستهای حاشیهنشینی، مصاحبه نیمهساختار یافته با 48 نفر از حاشیهنشینان و 25 نفر از کارکنان و فعالان فرهنگی در شهرداری و سرای محله در مناطق 2، 4، 12، 18 و 19 تهران می-شود. نتایج: یافتهها نشان میدهد که در سیاستهای حاشیهنشینی هویت حاشیهنشینان بر مبنای دو تم اصلی عصبیت محلی و آزادی – خلاقیت و در دیدگاه کارکنان و فعلان فرهنگی بر اساس ویژگیهایی چون همبستگی قوی محلی، بلاتکلیفی، نظمگریزی، و... تشکیل شده است. اما مصاحبه با حاشیهنشینان نشان داد هویت آنها با مفهوم کار پیوند اساسی دارد. همبستگی حاشیهنشینان مثل هر جای دیگر شهر یک همبستگی عادی است اما همبستگی قوی محلی حاشیهنشینان زمانی شکل میگیرد که احساس کنند کار آنها از طریق نظم جدیدی تهدید میشود. مقامت آنها در برابر تهدید ایجاد وضعیت بلاتکلیفی و نظمگریزی است. بدینترتیب در این نوشته مشخص شد در میان عاملهای گوناگون پیچیدگی ساماندهی حیات حاشیهنشینی تفاوت در پندارههای بنیادی در دو سوی سیاستهای حاشیهنشینی و هویت حاشیهنشینان نیز میتواند عاملی قابل تأملی باشد. در حقیقت هویت حاشیهنشینان در چارچوب سیاستهای حاشیهنشینی آن چیزی نیست که واقعیت ویژگیهای هویتی حاشیهنشینان نشان میدهد.واژگان کلیدی: سیاستهای حاشیهنشینی، عصبیت محلی، توسعه مشارکتی، نظمگریزی، همبستگی ناخودآگاهانه محلی، تحلیل تماتیک