ارتباط میان توسعة اقتصادی-اجتماعی و نابرابری اجتماعی در استان‌های ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه تعاون و رفاه اجتماعی؛ دانشگاه علامه طباطبایی

2 دکترای جامعه شناسی سیاسی ؛ پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی

doi
10.22034/jeds.2024.57685.1740
چکیده

پژوهش حاضر با هدف ِنیل به ارتباط و نسبت میان دو مقولة توسعه یافتگی اقتصادی-اجتماعی و نابرابری اجتماعی در استان‌های ایران به رشتة تحریر درآمده‌است؛ زیرا نسبت عدالت(= عدم نابرابری) و توسعه همواره موضوعی چالش برانگیز بوده است. در حالی‌که اقتصاددانان اولیة توسعه، هرنوع سمت‌گیری معطوف به عدالت را به ضرر نظام اقتصادی می‌دانستند و نابرابری فزایندة داخلی را به عنوان نتیجة ناگزیرِ توسعه مسلّم فرض می‌کردند، امّا با گذشت زمان مشخص شد که شرایط عادلانه جزو متغیرهای بسیار مهم عملکرد مطلوب اقتصادی محسوب می‌گردند؛ به گونه‌ای که تقریباً تمام عوامل بازتولیدکنندة توسعه نیافتگی ریشه در غفلت از مسئلة عدالت اجتماعی و نابرابری‌های فاقد توجیه دارد. حال این پژوهش از حیث نوع مطالعه، تحقیقی تبیینی می باشد که در مقام آزمون مدعا یا مقابلة فرضیه‌های نظری با واقعیت‌هایی که بر آن‌ها دلالت دارند، از روش تطبیقی ِکمّی درون کشوری استفاده نموده است و در آن،واحد تحلیل و مشاهده «استان/ سال» و سطح تحلیل «ایران» با طرح تحقیق طولی برای دورة زمانی 1368 تا 1398 مطمح نظر می باشد. چنانچه نتایج و یافته‌های این تحقیق دال بر این بوده است که میان دو مقولة توسعة اقتصادی-اجتماعی و نابرابری اجتماعی نوعی ارتباط خطی منفی معنادار با شدت نسبتاً متوسط (000/0beta: -0.324/ sig :) دیده شده‌است. با استناد به یافته‌های نهایی این پژوهش، می‌توان گفت که نوعی مطابقت با دیدگاه نظری چلبی (ارتباط خطّی به شکل منفی میان دو مقولة توسعة اقتصادی-اجتماعی و نابرابری اجتماعی) دیده شده و همچنین نتایج پژوهش حاضر با دیدگاه‌های نظری کوزنتس و رفیع‌پور در تضاد بوده است. .