مقایسۀ آموزه های رندانه، قلندرانه و مغانه در غزل های سلمان ساوجی و حافظ شیرازی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران

3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی ،سبزوار، ایران

doi
10.22080/rjls.2022.23748.1317
چکیده

در دیوان سلمان ساوجی و حافظ شیرازی نشانه هایی از تأثیرپذیری صریح و غیرمستقیم این دو شاعر از میراث فکری ادیبان و متفکران متقدم و هم دوره شان دیده می شودبطوری که می توان غزلیات آن ها را حاصل و برآیندِ بینامتنیت فرهنگی و ایدئولوژیک دانست. البته، سلمان ساوجی از جمله شاعران برجسته ای است که حافظ در سطوح محتوایی و لفظی از او تأثیر پذیرفته است. در پژوهش حاضر برای تأیید این فرضیه، لایۀ فکری و ایدئولوژیک منعکس در غزلیات دو شاعر با عنایت به مضامین قلندری، رندانه و مغانه بررسی و کاویده شده است. نتایج این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد که مضامین فوق در غزل های دو شاعر شامل مواردی چون: تظاهر به فسق و آیین های غیراسلامی، بی اعتباری دین، رد مظاهر شریعت، تعریض به زاهدان و صوفیان، حضور در اماکن بدنام و بی اعتنایی به نام و ننگ می شود. دو شاعر با آشفته سازی آگاهانۀ هنجارهای معمول جامعۀ دینی، نظام ارزشی جدیدی ارائه کرده و موفق به خلق گونه های ارزشی متفاوت شده اند و با ایجاد مرزبندی میان ارزش ها و ضدارزش ها، تعریفی نو از پیش انگاره های اخلاقی و معرفتی مخاطبان خود ارائه کرده اند که در جریان ادبی و شناختی تک صدای آن دوره تقریباً برجسته و کم مانند بوده است.گفتنی است که در تحقق این هدف و برهم زدن هنجارهای تثبیت شدۀ معنایی، کاربست اصطلاحات مرتبط با آیین مهری و زرتشتی (مغ، دیرمغان، کوی مغان، می، میکده، خرابات، خمخانه) مؤثر بوده است