واقعیت و فراواقعیت تصادف عینی در شاهنامه فردوسی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22080/rjls.2022.23192.1286چکیده
سوررئالیسم خودکاری ذهنی، تقریر و تحریر آزادانه تفکرات بدون تحکم عقل، بیان اندیشه القایی بدون نظارت عقل و فارغ از هرگونه نظارت هنری یا اخلاقی است. میتوان گفت این مکتب دستاورد رشد دانش روانشناسی در قرن 20 و برخورد روانی با ادبیات است. سوررئالیستها ارتباط میان ذهن و عین را تصادف عینی نامیدهاند و آثار و نمونههای این تصادف عینی مبتنی بر واقعیت و فراواقعیت در متون اساطیری و حماسی آشکارا دیده خواهد شد؛ چنان که پژواک آن در ساختار اساطیری، حماسی و گوناگونی ادبی شاهنامه فردوسی وجود دارد. هدف مقاله پیشروی، تبیین سوررئالیستی خواب، رؤیا و پیشبینی مبتنی بر واقعیت و فراواقعیت تصادف عینی در شاهنامه فردوسی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است که چندی، چونی و چرایی آنها بررسی و تبیین شده. سوال اصلی پژوهش میزان فراوانی شاخص تصادف عینی و وجوه تفاوت آن با عناصر فراواقعیتی خواب، رؤیا و پیشبینیهاست. دستاورد پژوهش نشان میدهد کاربرد خواب و رؤیا 17 بار، ستارهشماری و پیشبینی 35 بار و گذر از فراواقعیت به واقعیت یا تصادف عینی 9 بار بهعنوان یک شاخص کاملا سوررئالیستی در شاهنامه فردوسی آمده است. تصادفهای عینی درباره شخصیتهایی همچون سیاوش، گودرز، کیخسرو، افراسیاب، کتایون، یزدگرد بزهگر، خسروپرویز و یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی روی داده است. تحقق رؤیای این افراد و دیدن آن با چشم سر، همان تفاوت میان خواب و رؤیا و پیشبینیها با تصادف عینی در شاهنامه است.