تجزیه و تحلیلی بر نمادپردازی درآثار عطار نیشابوری(نمونه کاوی: نمادپردازی آفتاب(خورشید)»

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد فسا، دانشگاه آزاد اسلامی فسا، ایران

2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، واحد فسا، دانشگاه آزاد اسلامی، فسا، ایران

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، واحد فسا، دانشگاه آزاد اسلامی، فسا، ایران

doi
10.22080/rjls.2022.23571.1299
چکیده

نمادپردازی اصطلاحی است از مفهومی که در بر دارنده تصویر رساننده از معانی سری و رمزی شی ء ای می باشد. نکته مهم بررسی این موضوع است که نماد از منظر علوم بلاغی کلمه، عبارت و یا جمله ای است که علاوه بر معنای ظاهری، طیف معنایی گسترده ای به خواننده القا کند. از طرفی، مسئله اصلی در خصوص نماد یا سمبل اینست که نماد از زمرۀ صور خیال شاعرانه است که به دلیل تعدد مفاهیم و ظرفیت معنایی گسترده‌ای که از آن برخوردار است، در جایگاهی فراتر از استعاره جای دارد. در نماد، یک واژه افزون بر حفظ معنای حقیقی خود، یک یا چند معنای غیرحقیقی (مجازی) را دیگر نیز در بر می گیرد. هدف از نگارش این مقاله نمادپردازی آفتاب( خورشید) در آثار عطار نیشابوری است که به روش کتابخانه ای و به شیوۀ تحلیلی توصیفی صورت گرفته است. حاصل پژوهش نشان می دهد که عطار در آثار خود، آفتاب را بیشتر در معانی و رمزهای مقدس مورد استفاده قرار داده است. این رمزها و معانی در مفاهیم اصلی همچون توصیف حضرت حق، پیامبران، انسان کامل و فانی شدن در حق، وحدت وجود و روح و روان به کار رفته است.