کامخواهی شغلی دانشجویان، بهسوی یک نظریه زمینهای
نویسندگان
1 گروه تعاون و رفاه اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهشعلوم اجتماعی در دانشگاه یزد
3 دانشیار جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد
doi
10.22034/jeds.2024.59069.1767چکیده
امروزه اقتصاد بیشازپیش در کانون زندگی مردم قرار گرفته و بهصورت دغدغهای همیشگی درآمده است. بهگونهای که حتی نوجوانان و جوانان نیز از این قائده مستثنی نبوده و خانوادهها چنین دغدغههایی را حتی در سنین کودکی در فرد رواج میدهند. درواقع، زیست جهان کودک و نوجوان خواه ناخواه درگیر مسائل اقتصادی گشته و در سنین پایینتر مجبور به برنامهریزی برای قبولی در رشتههای بهاصطلاح موفق و پولساز میشود. این وضعیت شرایط خاصی را برای کنشگران بهوجود میآورد که اولین پیامد آن رواج دغدغههای فراگیر در بین نوجوانان و جوانان است. بههمینمنظور، پژوهش حاضر با هدف بررسی فرایند شکلگیری دغدغههای شغلی دانشجویان نورود به دانشگاه، طراحی شد و با استفاده از روششناسی کیفی و رویکرد نظریه زمینهای (سیستماتیک)، بر اساس نمونهگیری نظری مصاحبههای عمیق با 20 نفر از دانشجویان نوورود به دانشگاه یزد انجام داد. دراینمسیر دادهها با استفاده کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. مقولات اصلی کشف شده شامل پول سالاری شغلی، کامخواهی شغلی، تقدیرگرایی شغلی، همبستگی سرمایه تلاش درآمد و ... بودند. بر اساس مقولات اصلی مدل پارادایمی (کدگذاری محوری) ارائه گشت و در پایان نظریه تجربی (کدگذاری گزینشی) پژوهش ارائه گشت که مبتنی بر درک دانشجویان از فضای شغلی بهمثابه میدانی سرمایهسالار است که در آن نیازهای مالی برجسته هستند اما کامخواهی شغلی منوط به همبستگی شغل با سرمایه است که آن هم در اتمفسری نابرابر توزیع شده است. آنان آگاهانه/ناخودآگاه میدانند که در میدان اقتصادی بدون مالکیت سرمایهای مناسب نمیتوانند شغلی با برآیند مالی/اجتماعی/منزلتی مناسب بهدست آورند. زیرا میدان غالبی که در آن سیر میکنند پولسالاری است. پیامد این وضعیت آرزوها و آمال آنان سخت تحت تاثیر قرار میدهد و زندگی آنان را پروبلماتیک میکند.