تاریخ تحول مفهومی «انقلاب»: از ارسطو تا مدرنیته سیاسی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد، علوم‌ سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشیار علوم‌ سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.30465/cps.2024.48841.3389
چکیده

در این مقاله کوشیده شد تا با نظر به چارچوب مفهومی راینهارت کوزلک از تاریخ مفاهیم به بررسی تاریخ تطور مفهومی انقلاب در غرب بپردازیم و لحظات بغرنج تاریخی آن را با تبیین شرایط تاریخی ایضاح نماییم. انقلاب از جمله مفاهیم بنیادین در چارچوب تاریخ مفهومی است که چونان دیگر مفاهیم بنیادین نمایانگر حرکت تاریخ است. در این مقاله کوشیدیم تا چهره ژانوسی انقلاب را نشان دهیم و تبیین نماییم که چگونه لحظه‌های مختلف تاریخی در صورت‌بندی معنایی انقلاب موثر افتاده‌ است. ما معتقدیم که مفهوم انقلاب در پیش از دوران جدید، در معنایی غیرسیاسی، ناظر بر دوران و چرخش غالبا استفاده می‌شد و در مواردی می‌توان به نیمه قرن ۱۶ اشاره کرد که این مفهوم دلالت سیاسی می‌یابد؛ در این اشاره مراد از انقلاب را نوعی بازگشت به گذشته یا بازتفسیر گذشته می‌توان خواند. از حدود نیمه قرن هجدهم است که مفهوم انقلاب با نگاهی خطی و رو به جلو استفاده می‌شود. در این مقاله به سیر تاریخی انبان‌شده در پس‌پشت این مفهوم اشاره کرده‌ایم و نیز، به ردپای لحظات مختلف دگرگونی که در مفهوم انقلاب خود را مستتر ساخته‌اند و بر حسب شرایط دائما امکان احضار و فراخواندنی از نو را دارند، پرداخته‌ایم.