از رئالیسم کلاسیک تا رئالیسم ایرانی؛ تحلیل نظری روابط خارجی ایران با قدرت‌های بزرگ (1501-1979)

نویسندگان

1 استادیار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22054/qpss.2020.12085
چکیده

تحلیل نظری تاریخ روابط خارجی ایران، فهمی تئوریک از الگوهای رفتاری دولت‌های ایرانی در مقاطع مختلف تاریخ ارائه می‌کند و می‌تواند به مثابه پلی برای ساختن آینده باشد. این مقاله با اشاره مختصر به رفتارها و الگوهای مشترک تاریخ روابط خارجی ایران طی پنج قرن گذشته با روشی تحلیلی تبیینی، چارچوب نظری رئالیسم ایرانی را برای بدست آوردن فهمی نظری از تاریخ روابط خارجی ایران ارائه می‌کند. نظریه رئالیسم ایرانی عناصری از نظریه رئالیسم و نئورئالیسم را اخذ کرده است، اما نظریه‌ای زمانمند و مکانمند است و با آنها تفاوت دارد. رئالیسم ایرانی از منظری آسیب‌شناسانه به بررسی تاریخ روابط خارجی ایران پرداخته است. تعیُن‌پذیری از ساختار نظام‌ بین‌الملل، هراس امنیتی، قطبی‌نگری، ژئوپلوتیک تهدیدآفرین، اولویت امنیت به توسعه و تجارت، اولویت بقاء شاه و حکومت، استبداد ساختاری، تصمیم‌گیری فردی و غیرنهادینه، متوازن‌سازی مثبت و منفی، فقدان منافع همسو یا متقارب با قدرت‌های بزرگ و عدم منافع ذاتی و درونی قدرت‌های بزرگ در ایران، عناصر محوری و اصلی نظریه رئالیسم ایرانی را تشکیل می‌دهند.