تحلیل پویایی مکانی علف‌های‌هرز و تأثیر آن بر عملکرد و اجزای عملکرد عدس (Lens culinaris) در طول فصل رشد

نویسندگان

1 دانشیار ، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران،

2 دانشیار، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران،

3 استادیار، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران،

4 گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه

doi
10.22069/ejcp.2025.23612.2684
چکیده

سابقه و هدف: عدس (Lens culinaris Med.) یکی از حبوبات مهم و مغذی است که در بسیاری از کشورهای جهان کشت می‌شود که در تغذیه انسان و دام اهمیت ویژه‌ای دارد. یکی از چالش‌های عمده در تولید عدس، حضور علف‌های‌هرز است. علف‌های‌هرز با رقابت برای منابع آب، نور و مواد مغذی، می‌توانند باعث کاهش قابل‌توجهی در عملکرد عدس شوند. تحقیقات نشان داده‌اند که افزایش تراکم علف‌های‌هرز منجر به کاهش زیست‌توده و توانایی استقرار گیاهان در طول فصل رشد می‌شود. بنابراین، شناخت پویایی مکانی علف‌های‌هرز و چگونگی پراکنش آن‌ها در مزارع می‌تواند به کشاورزان کمک کند تا استراتژی‌های مؤثرتری برای کنترل علف‌های‌هرز و افزایش عملکرد عدس اتخاذ کنند. این تحقیق با هدف بررسی تاثیرات علف‌های‌هرز روی عملکرد و اجزای عملکرد عدس در طول فصل رشد و همچنین تحلیل ارتباط مکانی آنها انجام شد.مواد و روش‌ها: این تحقیق در سال زراعی 95-96 در مزرعه‌ای واقع در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی، کرمانشاه انجام شد. ابتدا آلودگی علف‌های‌هرز به شش کلاس مختلف طبقه‌بندی شد: کمتر از 10 درصد، 10 تا 20 درصد، 20 تا 30 درصد، 30 تا 40 درصد، 40 تا 50 درصد و بیشتر از 50 درصد. نمونه‌برداری در پنج مرحله نموی، از 6 برگی تا قبل از برداشت انجام شد. صفات مورد بررسی شامل تراکم و زیست‌توده خشک علف‌های‌هرز و زیست‌توده خشک عدس در طول فصل رشد و پایان آن، همچنین تعداد دانه، وزن دانه، تعداد غلاف، وزن غلاف و وزن هزار دانه عدس در پایان فصل رشد بودند. برای شناسایی حساس‌ترین مراحل رشدی عدس به حضور علف‌های‌هرز از رگرسیون گام به گام استفاده گردید. همچنین توزیع پراکنش علف‌های‌هرز و عدس و همچنین همبستگی مکانی آنها با استفاده از نرم‌افزار ArcMap مورد بررسی قرار گرفت.یافته‌ها: بیشترین تأثیر علف‌های‌هرز در دو مرحله نمونه‌برداری اول (25 روز پس از سبز شدن و همزمان با استقرار گیاه) و چهارم (60 روز پس از سبز شدن و همزمان با غلاف‌بندی و پر شدند دانه) مشاهده شد. به ازای هر یک گرم در متر مربع وزن خشک علف‌های‌هرز در مرحله اول نمونه‌برداری، 50/0 گرم وزن دانه و 61/1 گرم زیست‌توده خشک عدس در متر مربع کاهش یافت. در مرحله چهارم نمونه‌برداری، به ازی هر گرم در متر مربع زیست‌توده خشک علف‌های‌هرز 10/0 گرم وزن دانه و 42/0 گرم وزن زیست‌توده خشک عدس در مترمربع کاهش نشان داد. میزان همبستگی مکانی زیست‌توده خشک علف‌های‌هرز با تعداد غلاف، وزن غلاف، تعداد دانه، وزن دانه و زیست‌توده خشک عدس در مرحله اول نمونه‌برداری به ترتیب 6/74-، 3/73-، 4/72-، 5/73- و 5/74- درصد بود. در مرحله چهارم نمونه‌برداری همبستگی مکانی زیست‌توده خشک علف‌های‌هرز با صفات ذکر شده به ترتیب 3/75-، 0/78-، 9/71-، 3/73- و 0/71- درصد بود. این نشان‌دهنده رقابت شدید و اثرات نامطلوب علف‌های هرز بر صفات عدس در این دو مرحله از فصل رشد می‌باشد.نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده اهمیت مدیریت مؤثر علف‌های‌هرز در مراحل حساس رشد عدس است. شناسایی حساس‌ترین مراحل رویشی نسبت به حضور و استفاده از نقشه‌برداری فضایی برای اعمال استراتژی‌های مدیریتی مبتنی بر مکان در مدیریت دقیق‌ می‌تواند به افزایش عملکرد محصول منجر شود. بنابراین، اتخاذ استراتژی‌های مدیریتی در زمان مناسب و مبتنی بر مکان برای شناسایی مناطق پر تراکم و در معرض خطر در کنترل علف‌های‌هرز ضروری بوده و می‌تواند به کشاورزان کمک کند تا تصمیمات بهتری برای کنترل علف‌های‌هرز اتخاذ کنند.