مقایسۀ مهارتهای زبانی کودکان 7 تا 11 سالۀ مبتلا به اختلال نارساخوانی با کودکان عادی براساس الکتروآنسفالوگرافی کمی
نویسندگان
1 بخش زبانهای خارجی و زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مرودشت، فارس، ایران
3 دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ارسنجان، فارس، ایران
doi
10.22059/japr.2023.333460.644067چکیده
پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر با هدف مقایسۀ چگونگی مهارتهای زبانشناختی در کودکان نارساخوان و کودکان عادی با ثبت الکتروآنسفالوگرافی در حالت استراحت با چشمان باز انجام گرفت. جامعۀ آماری شامل 20 کودک 7 تا 11 سالۀ نارساخوان مراجعهکننده به کلینیک مهراز اندیشه و 19 کودک عادی شهر شیراز در سال تحصیلی 1400-1399 بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. تشخیص نارساخوانی در کودکان، با استفاده از مقیاس هوشی وکسلر (نسخۀ چهارم) (WISC-IV) انجام گرفت. دادهها با نرمافزار نوروگاید کمی و در نرمافزار SPSS نسخۀ 23 با آزمون ویلکاکسون تحلیل شدند. نتایج کمی پژوهش، حاکی از بالاتربودن دامنۀ ریتمهای دلتا و تتا در نواحی پیشانی، پسین، نیمکرۀ راست و چپ در گروه نارساخوان و بالاتربودن دامنۀ ریتمهای آلفا و بتا در این نواحی در گروه کنترل بود. این یافتهها با دیگر مطالعات در این حوزه همخوان است و وجود نقص در مهارتهای زبانی گروه نارساخوان را تأیید میکند؛ بنابراین بررسی ریتمهای مغزی در حالت استراحت میتواند بهعنوان شاخصی مناسب در تشخیص مهارتهای زبانی کودکان نارساخوان عمل کند و با تکیه بر آن میتوان در الگوی امواج مغزی مرتبط با مهارتهای زبانی تغییر ایجاد کرد و به پیشرفت مداخلات بالینی برای کودکان نارساخوان کمک کرد.