نوشتن با جوهر سپید: بررسی پیوند فمینیسم و پسامدرنیسم در داستان «روز اسبریزی» اثر بیژن نجدی بر مبنای مفهوم نوشتار زنانه
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه مازندران
2 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه اراک، اراک، ایران
doi
10.22080/rjls.2022.23112.1280چکیده
در چند دهۀ اخیر، جنبش فمینیسم محل مناقشههای گوناگون بوده است، از جمله در ساحت آفرینش و نقد آثار ادبی. یکی از برجستهترین نظریهپردازان فمینیسم در ادبیات اِلِن سیکسو است، که غالباً او را به مفهوم پسامدرنیستیِ «نوشتار زنانه» میشناسند. جستار حاضر ابتدا به شرح چهار ویژگی اصلی فمینیسمِ پسامدرنیستی سیکسو و مفهوم نوشتار زنانه میپردازد، که عبارتاند از منطقگریزی، شعرگونگی و آشناییزدایی، محاکاتستیزی، و دیگریآگاهی. نگارندگان نشان میدهند که، برخلاف برخی برداشتهای نادرست رایج، نوشتار زنانه فقط به آثار نویسندگان زن منحصر نمیشود، بلکه آثار نویسندگان مرد خلاق نیز ممکن است محمل مناسبی برای تحقق نوشتار زنانه باشند. سپس، داستان کوتاه «روز اسبریزی» اثر بیژن نجدی درچارچوب این پیوند فمینیسم و پسامدرنیسم تحلیل میشود. داستان کوتاه «روز اسبریزی» اثر بیژن نجدی از این جهت برای تحلیل انتخاب شده است که اولاً هم بهلحاظ فرم و ساختار روایت و هم بهلحاظ موضوع و محتوا داستانی پیشرو و منحصربهفرد محسوب میشود و ثانیاً مضمونهای بدیعی در این داستانِ پسامدرن یافت میشوند که در پژوهشهای قبلی به آنها اشارهای نشده است، حال آنکه در چارچوب فمینیسمِ پسامدرنیستی میتوان آنها را شناسایی، توصیف، و تحلیل کرد. نتیجۀ حاصل از این پژوهش آن است که میتوان متن نجدی را بهسبب سبک نامتعارف، خلاقانه، و منحصربهفردش، که ناشی از عناصر برشمرده است، یکی از نمونههای بارز نوشتار زنانه در ادبیات داستانی معاصر ایران بهشمار آورد.