نهادهای سیاسی و اقتصادی و عملکرد اقتصادی عصر پهلوی اول با تاکید بر نهادگرایی تاریخی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریر

2 استاد اقتصاد دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز

3 دانشیار گروه تاریخ دانشکده حقوق و علوم اجتماعی ، دانشگاه تبریز ،ایران

doi
10.22034/jeds.2021.45490.1514
چکیده

در مسیر تحولات تاریخی، کشورها با بزنگاه های مهم تاریخی مواجه می شوند. بزنگاه‌های تاریخی در کشورهای مختلف به شیوه‌های گوناگونی رخ می‌دهند و با شکل‌گیری مسیرهای متفاوت، میراث جداگانه و متمایزی را برای هر کشور تولید می‌کند. بعد از انقلاب مشروطه، یکی از مهم‌ترین بزنگاه-های تاریخ معاصر ایران کودتای سوم اسفند 1299 است. تا قبل از انقلاب مشروطه در برهه‌های زیادی قدرت به صورت غیرمشروط تعیین می‌شد و شاه و حلقه‌های محدود به او به هزینه‌ی جامعه نهادهای اقتصادی را در خدمت ثروتمند شدن خود و فرادستان نزدیک به خود قرار می‌داد. بعد از کودتای سوم اسفند با اینکه نهادهای مجلس شورای ملی و سایر مراکز اداری تاسیس شده بودند اما هیچ کدام از نهادها همطراز قدرت شاه نبود. بحث اصلی این پژوهش که به روش بررسی تاریخی انجام گردیده است به نقش حکومت‌ها و فرادستان در اقتصاد و سیاست ایران و عقب‌ماندگی آن اشاره دارد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد فراگیر نکردن سیاست و اقتصاد و در اختیار گرفتن زمین‌های کشاورزی و کارخانه‌های صنعتی در دست عده‌ای از فرادستان که عموما زمینداران نماینده مجلس و نظامیان و شخص رضاشاه را دربر می‌گرفت اقتصاد و تولید ایران را در سطح معیشتی نگه داشت. به عبارتی دیگر انحصار قدرت سیاسی و نبود نهادهای محدودکننده قدرت حاکم بعد از کودتای سوم اسفند منجر به انحصار قدرت سیاسی و اقتصادی در دست حکومت و فرادستان گردید و این نهادهای سیاسی و اقتصادی میراثی برای حکومت‌های بعد گردید. اگرچه راه‌آهن و جاده و کارخانه‌هایی تاسیس شد و تولید و درآمد ملی افزایش یافت اما مردم عادی در شهرها و کشاورزان در روستا که جمعیت عمده‌ی آن دوران را تشکیل می‌دادند از آن بی‌بهره ماندند. لذا تحت نهادهای استثماری سیاسی، نهادهای فراگیر اقتصادی تاسیس نشد به طوری که درآمد و سطح مصرف و رفاه مردم تغییری نکرد.