واکاوی تجربۀ شکست عشقی مکرر در جوانان ایرانی (یک مطالعۀ دادهبنیاد)
نویسندگان
1 دکتری مشاوره، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه مشاوره، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه مشاوره، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
4 استاد، گروه مشاوره، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22059/japr.2023.334765.644103چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل مختلف مؤثر بر شکست عشقی مکرر در قالب پژوهشی کیفی و با استفاده از گراندد تئوری بود. جامعۀ آماری تحقیق، کلیۀ دختران و پسران مجرد شهر تهران در سال 1400 بودند که حداقل دو بار تجربۀ شکست عشقی داشتند. از بین آنها 16 نفر (6 پسر و 10 دختر) به شیوۀ هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند و براساس اصل اشباع، مصاحبۀ نیمهساختاریافته انجام شد. برای تحلیل مصاحبههای انجامشده از روش تحلیل سیستماتیک استراوس و کوربن و سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی بهره گرفته شد. مطابق نتایج، مفهوم هستهای مدل مقولهها (انتخاب هیجانی-تکانشی، سستی ارتباطی و شکست عشقی) درنظر گرفته شد. شرایط علی شکست عشقی مکرر در هشت مقوله قرار گرفتند: انتخاب و ارتباط مبتنی بر اهداف کنشی و ناسالم، وابستگی بیمارگونۀ توأم با اضطراب، خودتخریبگری و نداشتن شفقت به خود، نداشتن آمادگیهای ضروری برای هدایت رابطه بهسمت تعامل پایدار، الگوهای تعاملی مخرب و ناپایدار، تفاوتهای تعارضبرانگیز، ترسهای غیرواقعبینانه و ویژگیهای شخصیتی تسهیلگر. عوامل زمینهساز نیز دو مقولۀ مختلبودن کارکرد خانواده و بهرهمندنبودن از راهنمایی شبکۀ اجتماعی متخصص و کارآمد بود. عوامل مداخلهگر در دو مقولۀ نداشتن تسهیلگرهای انتخاب درست و کنش سازنده، و ضعفهای مهارتی مداخلهگر قرار گرفتند. کنشها در چهار مقوله طبقهبندی شدند: کنشهای هیجانی-شناختی گذرا و مخرب، کنشهای هیجانی-شناختی پایدار و مخرب، کنشهای جسمانی مخرب و کنشهای رفتاری مخرب. همچنین سه مقولۀ پیامدهای شکست عشقی مکرر عبارتاند از: تسهیلگرهای انتخاب درست و رابطۀ عاشقانۀ متعهدانه، اجتناب مطلق از تعاملات عاشقانه، و تسهیلگرهای انتخاب اشتباه و شکست مجدد رابطۀ عاشقانه.