مطالعه ی کیفی چالش ها و موانع تحقق شهروندی خانوادگی در بین زنان خانه دار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته جامعهشناسی اقتصادی و توسعه گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، تبریز ایران
2 استاد گروه علوم اجتماعی دانشکده حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه تبریز ، تبریز ایران
3 استاد گروه علوم اجتماعی دانشکده حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه تبریز ، تبریز ایران
doi
10.22034/jeds.2021.43212.1487چکیده
کارخانگی از دیرباز تاکنون با زنان همراه بوده و به دلیل بیمزد بودن آن موردتوجه تمامی اقشار جامعه و حتی خود زنان نیز نبوده و در آمارهای اقتصادی کشورها، ارزش مادی آن محاسبه نشده است. در این پژوهش، شهروندی خانوادگی، شیوهای برای به رسمیت شناختن گروههای بااهمیتی همچون مادران و زنان بدون کارمزدی است. در این پژوهش با روش کیفی و با استراتژی نظریهی داده بنیاد و به شیوهی نمونه-گیری هدفمند به مصاحبهی عمیق با 25 زن، 20 تا 60 ساله شهر قم، پرداخته شده است. طبق یافتههای پژوهش، مهمترین مسئلهای که زنان با آن روبرو بودهاند، ساختارهای اقتصادی و سیاسی مردانه بوده و دلایل آن را میتوان در عدمحمایت نهادی از زنانخانهدار، چالشهای اقتصادی نهادی و فردی، پیشگیری از بازاری شدن روابط اعضای خانواده، ساختارهای اقتصادی رسمی مردمحور، ساختارهای سیاسی مردانه و تبعیض جنسیتی در بازار کار جستجو کرد.به نظر میرسد زنان خانه دار باید به تربیت و پرورش نسلی اهتمام ورزند که بتواند باورها و عقاید ناصحیح اجتماعی همچون اختصاص خانهداری به زنان آن هم به عنوان فعالیتی بیارزش و راحت و آسان، را به تدریج کنار گذارند و در این چارچوب، آنان به عنوان مادر میتوانند به فرزندان خود چه دختر و چه پسر بیاموزند که مسئولیت حفظ و نگهداری زندگی مشترک تنها بر دوش یک فرد نیست و تمامی اعضای خانواده باید برای آن کوشش نمایند. در این راستا، جامعه نیز با انجام اموری همچون ساخت برنامههایی در صدا و سیما جهت نشان دادن ارزش فعالیتهای زنان خانهدار، ارائهی بیمهی عمر و درمان رایگان به زنان خانهدار توسط دولت، بازنگری در الگوی نابرابر تقسیم کار جنسیتی میان زنان و مردان از طریق رسانههای جمعی، قانونیکردن خانهداری به-عنوان یک شغل توسط دولت و مجلس و همچنین تکریم خانهداری بر مبنای تقویت باورها و عقاید دینی میتواند با زنان خانهدار همراهی کند.