بازی زبانی توسعه : "شجاعت بودن" و "سلوک اخلاقی" ناشی از سیاق زیست زبانی (با رویکردی بر کژکارکردهای زبانی پهلوی)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز - ایران
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی، گروه علوم اجتماعی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی ، تبریز،ایران
3 استادیار واحد مراغه، دانشگاه آزاد اسلامی، مراغه ـ ایران
4 استاد گروه علوم اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز،تبریز،ایران
doi
10.22034/jeds.2022.46936.1539چکیده
این مطالعه کیفی/غیرخطی با فن گرانددتئوری و ترکیبی از دیگر فنون توصیفی/ تحلیلی در سیاقی "هولوگرامیکال (روابط متقابل خرد/ کلان) ساخت یافته؛ این ساخت در منطقی پستمدرن، اگرچه از خصلت مرکزگریزی برخوردار است؛ اما به لحاظ پارادایمی حول محور مفهومی فلسفه زبان هایدگر (خانه هستی)، به شیوه مورد پژوهانه سازمان یافته؛ واحد مشاهده، توصیف/ تحلیل،"سیاق زیست زبانی پهلوی دوم" است. با استناد به منابع اولیه و ثانویه متعدد و "نمونهگیری هدفمند/ نظری"، در فرایندی از سرگذشتپژوهی؛ به کژکارکردهائی از سیاق زیست پهلوی در "بازی زبانی توسعه"رسیده؛ یافتههای نظری پسینی زیر (استنباطات /مقولهبندیها به روش "منفصلِ برساخته از متن") از آرای صاحبنظرانی اخذ ؛ و در ترکیب/ تلفیقی بدیع، طبق منطق پستمدرن با سیاقی ریزوماتیک (هریک در ارتباطی مستقیم با مقوله پیشین) به کار بسته شده است : "عدم شجاعت بودنِ پهلوی در و با زبانزهدانخانه ایران"؛ "عدم پیوند شاه با ساخت زبانی/فرهنگی ایران" ؛ ناهمخوانی"سلوک اخلاقی" (به مفهوم وبری) ناشی از سیاق زیست زبانی شاه با "توسعهاندیشی/کوشی". از سوی دیگر، مسائل فوق در نسبتی با کلیت تخریباتِ ساختیِ آریاگرائی (ضدیت زبانی/فرهنگی)، و کژکارکردهای آن قرار دارد که بدان تحت عنوان ابداعی "ناجامعهگشتگی" اشاره شده است. مسائل فوقالذکر، به همراه عاملیت تامالاختیار شاه در امور و خصلت"ابراز شخصیت" (به مفهوم پوپری) در بازیهای زبانی (توسعه و ...) ضدیتی تام با توسعهکوشی وی داشت. این مطالعه در امتداد پرسشهای افلاطون (چه کسی باید حکومت کند؟) و پوپر (چگونه باید حکومت کرد؟)؛ به منزله سومین پرسش برای مطالعات "توسعه و مسائل آن" پیشنهاد میشود : "در چه نسبتی با زبانزهدانخانه برای بازی توسعه باید کوشید؟" در سپهری از همین پرسش با طرح "صورت/سیرت" برای توسعه ، به نظر میرسد "سکونت در زبان "، صورت توسعهکوشی را به سیرت خلاقانه آن متصل نموده؛ به همراه انرژیهای حاصل از "شجاعت بودن"، "سلوک اخلاقی ناشی از سیاق زیست زبانی" و ... بر شانس پدیداری توسعه میافزاید.