زمان برداشت و تنوع ژنتیکی: راهبردهایی برای گزینش زودهنگام در اصلاح چغندرقند
نویسندگان
1 مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندرقند، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
2 مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندرقند، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
3 مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندرقند، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
4 مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندرقند، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران،
5 مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندرقند، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران.
doi
10.22069/ejcp.2025.22907.2648چکیده
سابقه و هدف: این مطالعه به بررسی تأثیر زمانهای مختلف برداشت بر عملکرد و کیفیت رقمهای مختلف چغندرقند میپردازد. با ارزیابی عملکرد رقمهای متفاوت در زمانهای مختلف برداشت، هدف این تحقیق تعیین این بود که آیا ارزیابیهای کمی و کیفی اولیه میتوانند نتایج نهایی را بهدقت پیشبینی کنند یا خیر. تأیید این فرضیه میتواند بهطور قابل توجهی به برنامههای اصلاحی با انتخاب زودهنگام، در نتیجه سرعت بخشیدن به توسعه رقمهای چغندرقند با عملکرد و کیفیت بالا کمک کند.مواد و روشها: در این تحقیق 13 رقم چغندرقند در پنج تاریخ برداشت (مرداد تا آبان هر 20 روز یکبار) به مدت دو سال زراعی در قالب طرح کرتهای خردشده بهصورت طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه واریانس مرکب با فرض اثر تصادفی برای سال و اثر ثابت برای رقم و تاریخ برداشت انجام شد. میانگین اثرات اصلی و برهمکنش آنها با استفاده از آزمون چند دامنهای دانکن مقایسه شد. برای ارزیابی پتانسیل گزینش زودهنگام رقمها از تجزیه رگرسیون استفاده شد.یافتهها: بر اساس نتایج، اثرات اصلی سال، رقم و تاریخ برداشت و نیز برهمکنشهای بین تاریخ برداشت- سال و تاریخ برداشت- رقم در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. بر اساس نتایج، بیشترین میزان عملکرد شکر سفید به برداشت پنجم سال 1401 با میانگین 36/11 تن در هکتار اختصاص یافت؛ کمترین مقدار صفت مذکور متعلق به برداشت اول در سال 1402 با میانگین عملکرد 75/2 تن در هکتار بود. نتایج مربوط به مقایسه میانگین برهمکنش تاریخ برداشت- رقم حاکی از برتری رقمهای یلدا و حسنا به ترتیب در تاریخهای برداشت پنجم و چهارم با میانگین عملکرد 44/12 و 14/12 تن در هکتار بود. پس از آنها، رتبههای بعدی بیشترین عملکرد به رقمهای روبینا و شکوفا برداشتشده در تاریخهای برداشت چهارم و پنجم اختصاص یافت. تجزیه رگرسیونی مؤید رابطه خطی معنیدار بین شرایط محیطی و عملکرد در سطح احتمال یک درصد بود. این رابطه خطی نشان داد که با افزایش شاخص محیطی، در درجه اول به دلیل تأخیر در زمان برداشت افزایش متناظر در عملکرد شکر وجود دارد. این الگو نشاندهنده واکنش قابل پیشبینی و یکنواخت عملکرد شکر است. برهمکنش رقم- محیط (خطی) در سطح احتمال یک درصد معنیدار شد که حاکی از آن است که اگرچه عملکرد از روند خطی تبعیت میکند، اما شیب خط رگرسیونی رقمهای آزمایشی در سالها و تاریخهای برداشت مختلف با یکدیگر متفاوت است. میانگین مربعات مربوط به انحراف از خط رگرسیونی غیر معنیدار بود. غیر معنیدار شدن این اثر حاکی از آن است که مقادیر مربوط به عملکرد شکر سفید رقمهای آزمایشی کاملاً در اطراف خط رگرسیونی قرار دارند و واکنش یک رقم در طول تغییرات خطی سالها و تاریخهای برداشت مختلف دارای نوسان نمیباشد. در واقع با وجود پیچیدگیهای ناشی از برهمکنش ژنوتیپ- محیط (خطی)، واکنش رقمها به تغییرات سالها و تاریخهای برداشت مختلف نامنظم نیست، بلکه در اطراف خط رگرسیون پایدار است. تجزیه همبستگی اسپیرمن نتایج حاصل از تجزیه رگرسیونی را تأیید میکند و نشان میدهد که عملکرد کمی و کیفی در مراحل اولیه را نمیتوان بهعنوان پیشبینیکننده قابل اعتماد عملکرد نهایی در نظر گرفت، مگر اینکه تاریخ برداشت تا اوایل مهرماه به تعویق افتد.نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که ارزیابیهای اولیه عملکرد برای انتخاب اولیه قابل اعتماد نیستند. تأخیر در گزینش تا مهرماه اعتبار تصمیمات اصلاحی را افزایش میدهد و از انتخاب رقمهای با پتانسیل ژنتیکی بهینه برای عملکرد بالا اطمینان حاصل میکند. این رویکرد به اصلاحکنندگان اجازه میدهد تا تصمیمات آگاهانهتری اتخاذ کنند که در نهایت منجر به توسعه رقمهای چغندرقند با عملکرد کمی و کیفی بالا شود. با درک تعاملات بین عوامل ژنتیکی و محیطی، اصلاحکنندگان میتوانند اثربخشی راهبردهای خود را بهبود بخشند و در نتیجه به شیوههای کارآمدتر کشت چغندرقند کمک کنند.