الگوی برنامه درسی تربیت رسانه‌ای دانشجو معلمان بر اساس نظریه داده بنیاد

نویسندگان

1 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکدةعلوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

2 دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

3 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکدة علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

4 دکتری ارتباطات، دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته کرمان، کرمان، ایران

doi
چکیده

تربیت ­رسانه ­ای فرصت آموزشی است که در آن دانش ­آموزان به مجموعه صلاحیت­ های سواد رسانه ­ای دست می‌یابند. دست­یابی دانش‌آموزان به صلاحیت­ های سواد رسانه ­ای نیازمند معلمانی است که توانایی آموزش آن‌ها را داشته باشند. بنابراین باید این صلاحیت­ ها را در برنامه ­های قبل از خدمت خود کسب کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی وضع موجود تربیت ‌رسانه­ ای دانشجو‌معلمان است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده­‌بنیاد انجام گرفت. مشارکت کنندگان از بین اساتید و دانشجو‌معلمان دانشگاه فرهنگیان شهر بیرجند به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ­ها از طریق مصاحبة نیمه‌ساختار‌یافته با 17 دانشجو­معلم و هشت استاد جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده­ ها با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. برای ارزیابی اعتبار تحقیق از رویکرد لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان‌دهنده چهل و هشت مقولة فرعی و بیست و یک مقولة اصلی است که در قالب مدل پارادیمی شامل برداشت متناقض از تربیت­ رسانه­ای به ­عنوان مقولة محوری و شرایط علی (فعالیت ­های برنامه‌ریزی‌شده، فعالیت­ های برنامه‌ریزی‌نشده، محتوای آموزشی و فرایند یاددهی-یادگیری)، عوامل زمینه‌ای (محیط ­های تربیتی و عوامل سازمانی)، شرایط مداخله ­گر (عوامل انسانی، عوامل آموزشی، عوامل اجتماعی و فرهنگی، عوامل اقتصادی، امکانات و تجهیزات، محدودیت زمانی، انگیزش و حمایت سازمانی)، راهبردها (اقدامات به کار برده شده و اقدامات احساس نیاز شده) و پیامد (بهبود بهداشت روانی و جسمی، توسعه حرفه­ ای معلم، توسعه دانش و توسعه مهارت‌های شهروندی) قرار گرفت.