سازگاری به کم‌آبی در تولید گیاهی کشور از طریق بهینه‌سازی الگوی کشت

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه زراعت، دانشکده تولید گیاهی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان،

2 استاد ، مدعوگروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده مدیریت کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان،

3 گروه اقتصاد، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

4 گروه اقتصاد، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

5 دانشجوی دکتری اگرواکولوژی ، گروه زراعت، دانشکده تولید گیاهی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان،

doi
10.22069/ejcp.2025.23162.2655
چکیده

سابقه و هدف: اضافه برداشت آب در کشور ایران، مانند سرطانی است که در جان طبیعت کشور ریشه دوانده و هر روز فشار بیشتری بر آن وارد می‌کند. بنابراین بایستی برای کاهش این اضافه برداشت آب، برنامه‌ریزی و اقدامات مؤثری در سطح کشور صورت پذیرد. به همین منظور در مطالعه حاضر فرض شده است که برداشت آب از منابع سطحی و زیرزمینی برای کشاورزی در کشور از مقدار فعلی 86 میلیارد متر مکعب در سال به 62 میلیارد متر مکعب در سال (حجم قابل‌برنامه‌ریزی اعلام شده وزارت نیرو) کاهش پیدا کند. سپس با استفاده از برنامه‌ریزی خطی، الگوی کشت فعلی با هدف حداکثرسازی درآمد کشاورزان بهینه‌سازی شد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه برای هر استان به‌صورت جداگانه اطلاعات سطح زیر کشت، عملکرد در واحد سطح، قیمت و هزینه‌ی تولید (1396-1392) بیش از 30 گونه گیاهی مهم جمع‌آوری گردید. برای برآورد آب مصرفی کشاورزان از یک مدل شبیه‌سازی گیاهی (SSM-iCrop2) که برای شبیه‌سازی رشد، عملکرد و بیلان آب مزرعه برای بیش از 30 گونه گیاهی در کل کشور آزمون و برپا (ست‌آپ) شده بود، استفاده گردید. حل مدل ریاضی با استفاده از نرم‌افزار LINGO انجام گردید. یافته‌ها: نتایج نشان داد که کاهش برداشت آب از 86 به 62 میلیارد متر مکعب در سال بدون تغییر الگوی کشت باعث می‌شود سطح زیر کشت آبی کشور 29 درصد کاهش یابد (از 8409 به 5949 هزار هکتار) و درآمد کشاورزان نیز 30 درصد (از 173 به 121 هزار میلیارد ریال) کاهش پیدا کند. اما بهینه‌سازی الگوی کشت باعث شد که کاهش سطح زیر کشت آبی به 18 درصد تخفیف یابد (از 8409 به 6907 هزار هکتار) و درآمد کشاورزان به میزان 9 درصد (از 173 به 190 هزار میلیارد ریال) افزایش پیدا کند؛ یعنی درحالی‌که برداشت آب 28 درصد کاهش یافته است، می‌توان با بهینه‌سازی الگوی کشت از کاهش درآمد کشاورزان جلوگیری کرد. همچنین الگوی کشت بهینه‌شده، صرفه‌جویی قابل‌توجهی در مصرف کود و انرژی ایجاد می‌کند که در شرایط محدودیت منابع انرژی اهمیت زیادی دارد. مهم‌ترین تغییرات در الگوی کشت بهینه‌شده عبارت بودند از افزایش سطح زیر کشت و تولید سیب‌زمینی و سبزی-صیفی (به ترتیب 104 و 76 درصد بیش از نیاز کشور) که باید صادر شوند و کاهش سطح زیر کشت، تولید و در نتیجه افزایش وابستگی به واردات در گیاهان قندی، جو، ذرت سیلویی و یونجه. در الگوی بهینه‌شده وابستگی بالا (بیش از 50 درصد) به دانه‌های روغنی، ذرت دانه‌ای و کنجاله مثل شرایط فعلی (الگوی کشت فعلی) ادامه خواهد داشت.نتیجه‌گیری: بهینه‌سازی الگوی کشت این امکان را فراهم می‌سازد که بدون کاهش درآمد کشاورزان کاهش برداشت آب به سطح قابل‌برنامه‌ریزی وزارت نیرو ممکن شود. اما کماکان تا حدودی مقداری کاهش سطح زیرکشت آبی و در نتیجه کاهش در خودکفایی برخی محصولات رخ خواهد داد و باید انتظارات از توان تولید گیاهی کشور معقول‌سازی شده و کاهش یابد.