بازخوانی و تببین اندیشههای مصطفی رحیمی، در «داستان سیاوش، تمثیلی از عظمت و فاجعهی اخلاق»، با نگرشی به اندیشههای اگزیستانسیالیسمی
نویسندگان
1 زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا همدان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا
3 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهر
doi
10.22080/rjls.2021.22219.1262چکیده
داستان سیاوش، در شاهنامهی فردوسی از اعتبار ویژهای برخوردار است. مفاهیم عمیق و ظرفیتهای بالای این داستان به گونهای است که نظر بسیاری از پژوهندگان فرهنگ، زبان و ادبیات فارسی را از جهات گوناگون به خود معطوف کرده؛ از اینعطف توجه نقد و بررسیهای ارزندهای حاصل آمده است. مصطفی رحیمی(1305-1381)، روشنفکر و مترجمنویسندهی مطرح دوران خود نیز مقالهای با عنوان «داستان سیاوش، تمثیلی از عظمت و فاجعهی اخلاق»، نوشته که با توجه به اهمیت عنوان مقاله، بیشتر با رویکرد ارزشگذاریهای اخلاقی به این داستان نگریسته است. با توجه به این که رحیمی یکی از بهترین مترجمان آثار سارتر بوده، در نقد و بررسی داستان سیاوش، مانند دیگر آثار داستانی و تحقیقی خود از تأثیر اندیشههای اگزیستانسیالیستی سارتر دور نمانده یافتههای او خواسته یا ناخواسته با اصول اگزیستانسیالیستم منطبق شده است. هدف این پژوهش توصیف و تبیین نگرش اگزیستانسیالیستی مصطفی رحیمی به داستان سیاوش است.روش کار این پژوهش مبتنی بر توصیف دستآوردها و تبیین و تحلیل آنهاست که از طریق فیشبرداری آثار و مطالعه در کتابخانه انجام یافته است.طی بازنگری مقالهی یادشده و درنظرگرفتن اندیشههای رحیمی در دیگر آثارش، مشابهت و مطابقت نظرگاههای او دربارهی شکلگیری داستان سیاوش با مؤلفههای اصلی اگزیستانسیالیسم، چون تقدم وجود بر ماهیت، امکان ناضرور، تأکید بر آزادی انسان در انتخاب امکانهای پیشرو، آفریننده بودن آدمی، مسئولیت کلی بشر، دلهره و وانهادگی، اصالت شخصی یا اخلاق اگزیستانسیالیستی، مرگ پیش رو، و مهمتر از همه تعهدمندی ادبیات؛ کاملاً آشکار شد.این پژوهش با استناد به یافتههای ذکرشده، خوانش اگزیستانسیالیستی مصطفی رحیمی از داستان سیاوش را نشاندادهاست.