اختلاف چین و آمریکا در سازمان تجارت جهانی و تاثیر آن بر رقابت استراتژیک برای هژمونی
نویسندگان
1 دانشیار روابط بین الملل، گروه ارتباطات و علوم اجتماعی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران
3 استاد گروه روابط بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران
doi
10.30465/cps.2023.41393.3020چکیده
یکی از سیاستهای چین برای رسیدن به جایگاه هژمونی، نفوذ موثر در سازمانها و نهادهای مالی بینالمللی است، تا از ظرفیت آنها در راستای ارتقای قدرت ملی استفاده کند. چین تنها کشوری است، که در شرایط فعلی رقیب استراتژیک آمریکا محسوب میشود، اقدامات این کشور در عرصه بینالمللی در ایالات متحده بصورت یک کد رفتاری در رقابت با واشنگتن تفسیر شده و لذا با آن مخالفت میگردد. پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی، به یکی از مهمترین بسترهای رقابت چین و ایالات متحده تبدیل شدهاست. سئوال اصلی این است که مهمترین عوامل اختلاف زا بین چین و آمریکا در سازمان تجارت جهانی کدامند؟ و این موضوع در رقابت استراتژیک کلان پکن–واشنگتن چگونه معنا پیدا میکند؟ فرضیه مقاله بصورت توصیفی–تحلیلی بررسی شدهاست، مولفههای اختلافزا آمریکا و چین در سازمان تجارت جهانی عبارتند از: نرخ یوآن، تعرفههای گمرکی، انحصار در بازار پرداخت الکترونیک و مالکیت فکری، معنای اختلاف این موارد درچارچوب رقابت استراتژیک کلان امریکا و چین است که دو کشور سعی دارند، از ظرفیت سازمان تجارت جهانی در راستای ارتقای قدرت نهادی خود استفاده کنند و موفقیت هر یک از این دو در سازمان تجارت جهانی بر موفقیت یا ناکامی آن دو در رقابت بر سر هژمونی تاثیر گذار است.