شناسایی مسائل تعاونیهای صنایعدستی: یک پژوهش کیفی در شهر اصفهان
نویسندگان
1 پژوهشگر آزاد
2 مدیر گروه مطالعات گردشگری. معاونت پژوهشی جهاد دانشگاهی اصفهان
3 کارشناس پژوهش گروه مطالعات گردشگری. معاونت پژوهشی جهاد دانشگاهی
doi
10.22034/jeds.2023.51704.1656چکیده
تعاونیهای صنایعدستی با هدف ارتقای ابعاد فرهنگی و اقتصادی صنایعدستی شکل گرفتند و بر آن بودند تا موجب افزایش سهم صنایعدستی در تولید اقتصادی شوند. بااینحال، تعاونیهای صنایعدستی در اصفهان نتوانستهاند عملکرد مؤثری داشته باشند. ازاینرو، هدف این پژوهش شناسایی مسائلی بود که مسیر توسعه تعاونیهای صنایعدستی را مسدود کردهاند و مانع از آن شدهاند که تعاونیها بتوانند به سهم مطلوب خود در تولید اقتصادی دست یابند. بر مبنای رویکرد کیفی اتخاذشده در این پژوهش تکنیک گردآوری مصاحبه و تکنیک تحلیل دادهها منطبق بر روش تحلیل مضمون بود. جمعیت موردمطالعه شامل فعالان و مسئولان بود. به دلیل اینکه منبع و مبنای اصلی دادهها تجزیهوتحلیل نظرات کارشناسان و متخصصان است، شیوهی نمونهگیری این پژوهش نمونهگیری هدفمند بود. نمونهگیری پس از انجام 21 مصاحبه به حد اشباع رسید ولی برای اطمینان نمونهگیری تا 25 نمونه ادامه پیدا کرد. بر مبنای یافتههای پژوهش، مسئله از آنجایی شروع میشود که تعاونیها دیگر تعاونی نیستند و از انجام وظایف تعاونی ناتواناند. به همین خاطر خودبهخود تعطیل شده یا به حالت تعلیق درآمدهاند. ازجمله وظایف اصلی تعاونیهای صنایعدستی، تأمین مواد خام و مواد اولیه موردنیاز صنعتگران و هنرمندان است که همه افراد مصاحبهشونده در پژوهش بر این نظر بودند که تعاونیها از عهده این وظیفه برنمیآیند. حمایت از صنعتگران برای فروش محصولات وظیفه دیگری است که آنهم از توان تعاونیها خارجشده است. عدم دسترسی تعاونیها به مواد اولیه صنایعدستی از یکسو تحت تأثیر تحریمها و عدم واردات مواد اولیه و از سوی دیگر تحت تأثیر برخی ناکارآمدیهای داخلی است. مسائلی که منجر به ناکارآمدی و حتی تعطیلی برخی تعاونیهای صنایعدستی در اصفهان شده به سه دسته عمده تقسیم میشوند. این سه عبارتاند از مسائل درونسازمانی تعاونیها، مسائل بین سازمانی (بین تعاونیها و دیگر سازمانهای مرتبط)، و مسائل فرا سازمانی که فراتر از سازمان خاص و در سطح کلان بر این روند اثرگذار هستند.