مولفههای پست مدرنیسم در داستانهای بلقیس سلیمانی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات و ادبیات فارسی،واحد کرمانشاه،دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22080/rjls.2021.19630.1165چکیده
پست مدرنیسم ترکیبی از نظریات مختلف و محصول اندیشههای متعددی است، از این رو در باب ویژگیها و مؤلفههای آن اختلاف نظر وجود دارد. مؤلفههایی همچون: کولاژ، مینیمالیسم، جریان سیال ذهن، عدم قطعیت، پایانبندی باز نمونههایی از شاخصهای پس مدرن در متون داستانی هستند. ویژگی هایی که در داستان امروز فراوان دیده میشود.البته برخی از مولفههای پست مدرنیسم با مدرنیسم مشترک است از این رو گروهی از صاحبنظران این دو جریان را در امتداد هم توصیف میکنند. در آثار نویسندگان هم معمولا گرایش به هر دو رویکرد در کنار هم دیده میشود. مساله این است که مولفههای کدام جریان در داستان غالب است.در مورد بلقیس سلیمانی هم، اینچنین است. در این پژوهش برآن بودیم که با یافتن و بررسی مولفههای پست مدرنیسم، به این پرسش اصلی پاسخ دهیم که آیا سلیمانی یک نویسنده پست مدرن است؟ و اگر چنین است کدام مولفهها و با چه کیفیت و شیوهای در آثار او به کار رفته است؟ جامعة آماری این پژوهش عبارتند از: «بازی عروس و داماد»، «روز خرگوش»، «پسری که مرا دوست داشت»، «خالهبازی»، «مارون»، «بازی آخر بانو»، «سگسالی»، «پیاده» و «به هادس خوش آمدید» است. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که پایانبندی باز، مینیمالیسم، کولاژ و جریان سیال ذهن از شاخصترین مؤلفههای پسامدرن در داستانهای بلقیس سلیمانی است که در کنار عدم قطعیت، پوچگرایی، تکرار، طنز، فرامکانی و فراتاریخی، شروع و پایان داستان، اعتیاد به زندگی شهری و استفادة ناگزیر از فناوری آثار بلقیس سلیمانی را به جریان پستمدرن نزدیک کردهاست.