تغییر و تداوم عادتواره اقتصادی در میدان عشایری: مطالعه موردی عشایر شهرستان گیلانغرب
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزشی مردمشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، ایران
2 ادانش آموخته دکتری جامعه شناسی توسعه اجتماعی روستایی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
doi
10.22034/jeds.2023.52552.1669چکیده
پژوهش حاضر درصدد کشف ساختار عادت واره اقتصادی در میدان عشایری است، تا بدین وسیله نگاهی واقعبینانه به نحوه عمل عشایر در عرصه تصمیم گیری اقتصادی بیندازد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش ساختار گرایی برساختگرا است و برای گردآوری داده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته و عمیق بهره گرفته شده است و حجم نمونه نیز شامل 19 مشارکت کننده بوده که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند و مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل محتوای جهت دار تجزیه و تحلیل شده اند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که نوع عادتوارهای که عاملان اجتماعی درون میدان عشایری دارند بسیار مقتصدانه است. عاملان اجتماعی این میدان، به ویژه اعضای بزرگسال، هزینه مصرفی اندک و هزینه تجملی ندارند و بسیار پرتلاش و اقتصادی هستند. پرورش گوسفند برای عاملان اجتماعی این میدان امری صرفاً صرفاً اقتصادی نیست، بلکه هدف و معنای زندگی است. با این حال میدان فعالیت آنها سبب شده آنها مدام در حال تلاش و کوشش بوده و با صرف کمترین هزینه بیشترین بهره اقتصادی را نصیب خود کنند. این عاملان نسبت به شغل و دامهای خود چنان وابستگی عاطفیای دارند که توان تصور زندگی به شیوهای دیگر برایشان ممکن نیست. آنها به دنبال سود اقتصادی نیستند ولی عادتواره آنها سبب شده که نتیجه کار و اعمال آنها منجر به کسب سود و سرمایهگذاری اقتصادی شود و از اتلاف سرمایه اقتصادی اجتناب ورزند. اعضای جوان میدان، همراه با تداوم شیوه کسب سود و درآمد اقتصادی، تغییراتی اندکی در نوع نگاه به سود و فعالیت اقتصادی دارند.