ارزیابی کشت مخلوط گندم سیاه و لوبیا چشم بلبلی در بهبود عملکرد و کنترل علف هرز در شرایط کم‌آبیاری

نویسندگان

1 استاد، گروه گیاه پزشکی، دانشکده گروه کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج ایران،

2 دانشیار، گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج ایران،

3 دانشجوی دکتری ، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج ایران،

4 دانشیار، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج ایران،

5 دانشیار، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج ایران،

doi
10.22069/ejcp.2024.22685.2639
چکیده

سابقه و هدف: کشاورزی فشرده طی سال‌ها اگر چه باعث افزایش عملکرد به واسطه استفاده از نهاده‌های شیمیایی شده است، اما کاهش تنوع زیستی، آسیب به سلامت انسان و منابع محیطی را نیز به همراه داشته است. توسعه راهبردهای افزایش بهره‌وری سامانه‌های کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک به وسیله کم آبیاری و روش‌های سازگار کنترل علف‌های هرز با محیط زیست مانند کشت مخلوط برای کشاورزی پایدار یک امر مهم است. به همین منظور، این پژوهش با هدف بررسی ارزیابی صفات مختلف کشت مخلوط گندم سیاه و لوبیا چشم بلبلی در شرایط کم آبیاری و وجین علف هرز انجام شد. مواد و روش‌ها: این آزمایش به صورت کرت‌های دو بار خرد شده بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در سال زراعی 1401 انجام شد. عامل اصلی کم آبیاری در سه سطح فراهم کردن 100% نیاز آبی گیاه (شاهد)، 85% نیاز آبی و 70% نیاز آبی نسبت به شاهد، و عامل فرعی شامل الگوی کاشت که در پنج سطح شامل کشت خالص گندم سیاه، کشت خالص لوبیا چشم بلبلی، سه سطح کشت مخلوط گندم سیاه و لوبیا چشم بلبلی شامل ردیف‌های کاشت (1:1)، (3:1)، (1:3) بودند. همچنین، عامل فرعی فرعی شامل زمان‌های وجین علف هرز در پنج سطح عدم وجین (شاهد آلوده)، و وجین تا دو، چهار، شش و هشت هفته پس از سبزشدن محصول بود.یافته‌ها: بالاترین عملکرد دانه در هر دو گیاه گندم سیاه (9/2436 کیلوگرم در هکتار) و لوبیا چشم بلبلی (5/2495 کیلوگرم در هکتار)، در تیمار کشت خالص با هشت هفته وجین علف هرز و آبیاری کامل به دست آمد. تعداد ردیف‌های کاشت این دو گیاه در کشت خالص نسبت به مخلوط بیشتر بود که طبیعتا عدد بالاتری را ثبت کردند. کشت مخلوط یک ردیف گندم سیاه و یک ردیف لوبیا چشم بلبلی با هشت هفته وجین علف هرز، بالاترین مقدار شاخص سطح برگ برای لوبیا چشم بلبلی (36/3) و گندم سیاه (1/4) و همین الگوی کاشت با شش هفته وجین بیشترین تعداد شاخه در بوته را برای گندم سیاه (16 عدد) ثبت نمود. کمترین زیست توده علف هرز در تیمار عدم وجین نیز توسط همین الگوی کاشت تحت آبیاری 70 درصد (1/12 گرم در مترمربع) به ثبت رسید. بیشترین وزن خشک علف هرز (7/145 گرم در مترمربع) در الگوی کشت خالص لوبیا تحت 85 درصد آبیاری و عدم وجین علف هرز ثبت شد. الگوی کاشت یک ردیف گندم سیاه و یک ردیف لوبیا چشم بلبلی با دو هفته وجین تحت آبیاری 100 درصد، بالاترین نسبت برابری زمین (08/1) را در بین الگوهای کشت مخلوط ثبت نمود. نتیجه گیری: بیشتر الگوهای کشت مخلوط توانستند نسبت برابری زمین بالاتر از یک را کسب کنند که نشان دهنده بهره‌وری بیشتر این سامانه کاشت نسبت به کشت خالص است. همچنین از لحاظ کنترل زیست توده علف هرز، افزایش عملکرد تحت شرایط کم آبیاری و برخی از صفات در هر دو گیاه، الگوی کشت مخلوط یک ردیف گندم سیاه با یک ردیف لوبیا چشم بلبلی توانست موفق عمل کند. در نتیجه استفاده از کشت مخلوط می‌تواند تا حدی اثرات زیانبار علف کش‌ها را کم و کارایی استفاده از زمین را افزایش دهد.