دماوند، آنتی ‏سیکلون ارضی حوضۀ هراز

نویسندگان

1 استاد ژئومورفولوژی دانشگاه اصفهان

2 استاد جغرافیای دانشگاه ورتسبورگ آلمان

3 استاد ژئومورفولوژی دانشگاه تهران

4 دانش آموخته دکتری ژئومورفولوژی دانشگاه خوارزمی

5 دانشیار ژئومورفولوژی دانشگاه خوارزمی

6 دانش آموخته دکتری ژئومورفولوژی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jphgr.2020.270301.1007305
چکیده

اگر ژئومورفولوژی را دانش تحلیل فرم و الگوهای فرمی بدانیم، می‏توان ادعا کرد که آتش‏فشان دماوند با دیگر آتش‏فشان‏ها چون اورست، کلیمانجارو، سهند، سبلان، تفتان، و بزمان، ازنظر فرمی تفاوت دارد؛ حال می‏توان این سؤال را مطرح کرد که این تفاوت فرمی ناشی از چیست و این تفاوت در الگوی فرمی چه تأثیری در توزیع انرژی و ماده و رفتار رودخانه‏ای داشته است. به‏علاوه، ساختار فرم‏زایی دماوند چارچوب ساختارهای تکتونیک منطقه را به‏کلی در هم‏ ریخته و قاعدة فرم‏‏زایی و رفتار رودخانه‏ای را نیز تغییر داده است. این مقاله حاصل تلاش فرصت مطالعاتی در دانشگاه اصفهان است که به اتکای اصول پدیدارشناسی و در چارچوب روش پدام و با تفسیر و تحلیل متغیرها در سه طیف خطی، نقطه‏ای، و سطحی با بینشی ساختارگرایانه انجام گرفته است و نتایج حاصل از آن نشان می‏دهد که ساختار فرمی دماوند از مدل چشم جغدی (کیاس تئوری) تبعیت کرده و آنتی‏سیکلون ارضی را به‏‏وجود آورده است. دماوند الگوهای توزیع انرژی و ماده در منطقه را دگرگون کرده و سبب اسارت رودخانه‏ای و گسترش شبکة هراز و تغییر رفتار رودخانه شده است. ساختار فرمی چشم جغدی (Owl's eye) دماوند هویت مکانی خاصی را در منطقه سبب شده است و سکونت‏گزینی را در این منطقه تعریف می‏کند.