گذار از فردیّت رمانتیک، ارتقای مفهومی عشق در اشعار لویی آراگون و احمد شاملو
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 استادیار ادبیات تطبیقی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران m.rahimi@hsu.ac.ir
3 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.22080/rjls.2021.20569.1199چکیده
چکیدهپدیدهمفهوم عشق، مهمترین و برجستهترین درونمایهی ادبیّات غنایی است که در گسترهی ادبیّات ایران و جهان، زمینهی آفرینش بزرگترین شاهکارهای ادبی را فراهم آوردهاست؛ فراتر از ادبیّات غنایی، مقولهی عشق در زیرساخت کهنترینِ حماسههای جهان، همچنان برجسته و چشمگیر، نقش میآفریند؛ این در حالی است که بنیاد ادبیّات عرفانی نیز بر عشق از گونهای دیگر نهاده شده است. در فضای ادبیّات معاصر، عشق مقولهای صرفاً رمانتیک به شمار نمیآید؛ بلکه با مؤلّفههایی دیگر پیوند خورده، از مضامین سیاسی- اجتماعی برخوردار گردیده، کارایی و توانی افزون یافته است؛ احمد شاملو ازجمله شاعران جریانساز معاصر ایران است که به واسطهی آشنایی با ادبیّات جهان به ترجمهی شماری از آثار دست یازیده و از روح شعری آنها، الهام پذیرفته است. شاملو پس از آشنایی با اشعار شاعران مقاومت فرانسه به خصوص لویی آراگون به طور مستقیم از افکار و اندیشههای شعری او تأثیر پذیرفته است. نگارندگان این جستار بر این باورند که احمد شاملو در اشعار خود و به تأسّی از لویی آراگون از فردیّت رمانتیک گذر کرده، به تعریف متفاوتی از عشق رسیده و آن را با مؤلّفههای سیاسی و اجتماعی درهمآمیخته است؛ رویکرد این پژوهش، تطبیقی و روش تحقیق، مبتنی بر مکتب فرانسوی آن است. یافتهها و نتایج تحقیق، حاکی از آن است که شاملو به پیروی از لویی آراگون با «جاسپاری مناسبات دیرین عشق به مفاهیمی نو»، عشق را دستمایهی بیان دیدگاه خود نسبت به انسان آرمانی، مقاومت در راه آزادیخواهی و ایدهآلیسم سیاسی- اجتماعی قرار داده است.