«بررسی سمبولیسم عرفانی در حکایتهای تفسیرهای عرفانی «رَوحُالاَرواح» و «کشفُالاَسرار و عُدّةُالاَبرار»
نویسندگان
1 استادیار گروه ادبیات .دانشکاه شهرکرد.
2 دانشگاه شهرکرد
3 دانشگاه شهرکرد
doi
10.22080/rjls.2021.20816.1208چکیده
چکیدهنماد، یکی از ابزارهای صورخیال و زیباسازی متن است. بخش قابل توجّهی از ادبیّات عرفانی، صورت نمادین دارد. نویسندگان دو تفسیر «کشفُالاسرار و عُدّهالابرار» و «روحالارواح» نیز برای تبیین و توضیح بهتر مسائل و تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب از قالب حکایت بهره بردهاند. بهرهگیری از نماد در این متون به سبب بیان غیر مستقیم و چندلایه بودن، شگردی مناسب درجهت بیان اندیشههای عمیق عارفانه و عینیّت بخشیدن به آموزههای عرفان و تصوّف است. در پژوهش حاضر به بررسی نمادپردازی در حکایتهای تفسیرهای مذکور پرداخته و برآنیم تا بدانیم هدف از کاربرد نماد در حکایات این متون چیست؟ خاستگاه نمادها کدام است؟ و مهمترین خصیصهی آنها چیست؟ بر اساس یافتههای این پژوهش، نمادهای بهکاررفته در حکایات این دو اثر از نظر موضوعی به دو بخشِ نمادهای «مربوط به حوزهی عرفان و تصوّف» و «نمادهای مربوط به شریعت» تقسیم میشوند و کارکرد نمادها در عینیّت بخشیدن به مفاهیم و آموزههای عرفانی، بسامد بیشتری نسبت به تبیین مسائل دینی دارد. همچنین با توجّه به محوریّت پیام در این حکایات و تأکید بر انتقال مضمون به زبانی ساده و روان، نمادهای بهکاررفته در آنها نیز ساده، تکبُعدی و اغلب محسوس هستند و طرح اصلی همهی روایتها بر تقابل میان نمادهای انسانی عاشق/ معشوق و پادشاه/ عامّهی مردم میچرخد. قرار گرفتن این دو قطب در برابر یکدیگر، زمینهساز ایجاد سایر تقابلها در مضامین عرفانی شده و در شکلگیری داستان و ارائهی مضمون، نقش مؤثّری داشته است. روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی است.