روش‌شناسی محمدعابدالجابری در نقد عقل‌عربی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 رئیس پژوهشکده اندیشه سیاسی ، تمدن و انقلاب اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.30465/cps.2022.33732.2649
چکیده

این مقاله در صدد است با بررسی برخی از آثار محمد عابدالجابری، اندیشمند معاصر مراکشی، به روش‌شناسی او در تدوین منظومۀ نظری‌ موسوم به تکوین عقل عربی بپردازد. این اعتقاد که روش ﭼﯿﺰی از ﭘﯿﺶﺳﺎﺧﺘﻪ و ﻣﻌﯿﻦ و در ﺑﺮدارﻧـﺪة دﯾـﺪﮔﺎﻫﯽ ﭘﯿﺸﯿﻦ، ﺛﺎﺑﺖ و ﻓﺮﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ؛ بعنوان هسته اصلی روش‌شناسی جابری و اقتباس‌های مختلف روشی او از اندیشمندان و مکاتب مختلف و گاه متعارض غربی نشان داده می‌شود. او روش را ابزاری بدون هدف می‌شمارد که به نسبت موضوع، وجه تاریخی آن، حیات اجتماعی و... امکان اﻧﻌﻄﺎف، اﻧﻄﺒـﺎق یا تغییر دارد. روش جابری در پژوهش میراث عربی- اسلامی آمیزه‌ای از روش ساختاری، تحلیل تاریخی و تفکیک بین عناصر ایدئولوژیک و معرفتی است.تحلیلِ‌تاریخی وجه مهمی از روش جابری است که تنها پس از مواجهۀ بی‌واسطه با متن آغاز می‌گردد. همچنین بررسی مواردی چون کلیت‌سازی و تعمیم آن، توجه و بکارگیری رویکرد روان‌تحلیلگری، وجۀ هرمنوتیک تفسیرهای تاریخی، و روش بومی‌سازی‌مفاهیم. به عنوان یکی از مهمترین نتایج در این مقاله به این امر تاکید می‌گردد که روش شناسی او بخصوص بکارگیری ساختارگرایی ضمن اینکه امکانات تحقیق تاریخی را در تحقیقات جابری گسترده کرده، ولی همزمان موجب ایستایی و حتی تحمیل ساختارهای انتزاعی و غیر واقعی به متن تاریخی شده‌است.