بررسی اصول و شگردهای سوررئالیسم در رمان «راهنمای مردن با گیاهان دارویی»
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی
doi
10.22080/rjls.2021.20404.1191چکیده
چکیدهسوررئالیسم، مکتبی است که در اوایل قرن بیستم با دغدغهی تصحیح تعریف انسان از واقعیّت شکل گرفت. این مکتب هنری با تکیه بر اصولی همچون رؤیا، دیوانگی، امر شگفت و لحظهی روانی درپی آن بود تا با تغییر درک انسان از هستی، بسترهای تغییر دنیا را فراهم آورد. اگرچه سوررئالیسم در ادبیّات، بیشتر با نوع ادبی شعر تناسب دارد، برخی از چهرههای اصلی آن همچون آندره برتون در زمینهی رماننویسی نیز دستی داشتهاند. در کشور ما نیز سورئالیسم هم در شعر و هم در رمان مورد توجّه بوده است و آثار متعدّدی بر اساس اصول و شگردهای این مکتب هنری خلق شده است. رمان «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» از عطیّه عطّارزاده، یکی از این نمونههاست. نویسنده در این رمان تلاش کرده است تا با بهرهگیری از اصول سوررئالیسم به ترسیم لایههای پرآشوب ذهن دختری نابینا بپردازد که به دلیل فرورفتن در جهان اوهام و خیالات متناقض، دنیا را به گونهای دیگر میبیند. مقالهی حاضر درپی آن است تا به روش توصیفی-تحلیلی ضمن بررسی اصول و شگردهای مکتب سوررئالیسم در رمان یادشده به این سؤال پاسخ دهد که کدام عوامل به تقویت معنای سوررئال در اثر یاری رساندهاند؟ نتایج نشان میدهد عواملی همچون تأکید بر نابینایی شخصیّت اصلی که باعث درک متفاوتش از جهان بیرون شده است و همچنین سبک زندگی منزوی او و نیز حضور خیالی شخصیّت ابوعلیسینا که دیدگاههای خاصّی دربارهی روح، جسم و کیفیّت تلاقی این دو دارد، باعث ایجاد انسجام صوری و محتوایی اثر در راستای القای معانی سوررئال شده است.واژگان کلیدی: مکتبهای ادبی، سوررئالیسم، فراواقعیّت، رمان «راهنمای مردن با گیاهان دارویی».چکیدهسوررئالیسم، مکتبی است که در اوایل قرن بیستم با دغدغهی تصحیح تعریف انسان از واقعیّت شکل گرفت. این مکتب هنری با تکیه بر اصولی همچون رؤیا، دیوانگی، امر شگفت و لحظهی روانی درپی آن بود تا با تغییر درک انسان از هستی، بسترهای تغییر دنیا را فراهم آورد. اگرچه سوررئالیسم در ادبیّات، بیشتر با نوع ادبی شعر تناسب دارد، برخی از چهرههای اصلی آن همچون آندره برتون در زمینهی رماننویسی نیز دستی داشتهاند. در کشور ما نیز سورئالیسم هم در شعر و هم در رمان مورد توجّه بوده است و آثار متعدّدی بر اساس اصول و شگردهای این مکتب هنری خلق شده است. رمان «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» از عطیّه عطّارزاده، یکی از این نمونههاست. نویسنده در این رمان تلاش کرده است تا با بهرهگیری از اصول سوررئالیسم به ترسیم لایههای پرآشوب ذهن دختری نابینا بپردازد که به دلیل فرورفتن در جهان اوهام و خیالات متناقض، دنیا را به گونهای دیگر میبیند. مقالهی حاضر درپی آن است تا به روش توصیفی-تحلیلی ضمن بررسی اصول و شگردهای مکتب سوررئالیسم در رمان یادشده به این سؤال پاسخ دهد که کدام عوامل به تقویت معنای سوررئال در اثر یاری رساندهاند؟ نتایج نشان میدهد عواملی همچون تأکید بر نابینایی شخصیّت اصلی که باعث درک متفاوتش از جهان بیرون شده است و همچنین سبک زندگی منزوی او و نیز حضور خیالی شخصیّت ابوعلیسینا که دیدگاههای خاصّی دربارهی روح، جسم و کیفیّت تلاقی این دو دارد، باعث ایجاد انسجام صوری و محتوایی اثر در راستای القای معانی سوررئال شده است.