تحلیلِ نظری تحولات پایگاه اجتماعی دولت در تشکیل نظام جمهوری اسلامی ایران از آغاز تا کنون

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی جامعه شناسی سیاسی؛ واحد تهران مرکزی، دانشگاه ازاد اسلامی؛ تهران، ایران

2 دانشیار، گروه علوم سیاسی جامعه شناسی سیاسی، تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران

3 استادیار، گروه علوم سیاسی جامعه شناسی سیاسی؛ واحد تهران مرکزی، دانشگاه ازاد اسلامی؛ تهران، ایران

4 استادیار،گروه علوم سیاسی جامعه شناسی سیاسی،واحد تهران مرکزی، دانشگاه ازاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.30465/cps.2022.41011.3005
چکیده

در این پژوهش بطور برجسته با دو مفهوم مواجه خواهیم بود؛ طبقه حاکم (در اینجا به مثابه دولت) و پایگاه اجتماعی (به منزله طبقه پیرو و تحت حکمرانی) «موسکا» جامعه را متشکل از دو گروه حاکم و تحت حکمرانی برمی شمارد. طبقه حاکم نیز شامل دو گروه است. بالاترین لایه، نخبگان حاکم اند که تعداد اندکی را هستند و گروه دوم که شمار بیشتری از مردم را شامل می شود، توانایی و پتانسیل بالقوة رهبری را دارند. ثبات سیاسی یک جامعه بستگی به سطح اخلاقیات، هوش و فعالیت نخبگان بالقوه دارد. به نظر موسکا تغییر در نخبگان حاکم، زمانی رخ می دهد که منابع جدید از رفاه، علاقه عملی به رشد دانش و ایده های جدید توسعه یابد و یا یک دین قدیمی فرو ریزد و یا دین جدید ظهور کند.