از مکتب رمانتیسیسم تا هرمنوتیک رمانتیک (کلاسیک)

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه مازندران

2 دانش آموخته ی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

doi
10.22080/rjls.2021.18437.1113
چکیده

چکیده بی­تردید در فرایند پدیدآمدن یک جریان ادبی، فکری، فلسفی عوامل مختلفی دست­ اندر کارند. هرمنوتیک کلاسیک یا رمانتیک به عنوان یک فنِّ عامِّ فهم و تفسیری از این قاعده، مُستنثنی نیست. یکی از جریان­های مهمّی که در شکل­گیری و تکوین هرمنوتیک رمانتیک تأثیرگذار بود، مکتب رمانتیسیسم است، چنان که شلایرماخر، بنیانگذار هرمنوتیک رمانیتک، خود از اعضای رمانتیسیسم اوّلیّه بود و با براداران شلگل و دیگر رمانتیک­ها، روابط نزدیکی داشت. این پژوهش که به شیوه­ی توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه­ای نوشته شده است، می­کوشد تا با عمق و گستره­ی وسیع­تری نسبت میان هرمنوتیک کلاسیک (رمانتیک) را با مکتب رمانتیسیسم آلمانی مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. بر اساس این مطالعه و از آنچه که با تأمّل در اصول مکتب رمانتیسیسم و آرای تأویلی شلایرماخر برمی­آید، این تأثیر و تأثّر در مفاهیم و بن­مایه­های بنیادینی چون «امکان بدفهمی یا سوء فهم در وصول به حقیقت»، «فردیّت و نبوغ» و «تکیه بر تخیّل و کشف و شهود» بیشتر جلوه­نمایی می­کنند. بن­مایه­ی نخستین، نقطه­ی عزیمت هرمنوتیک رمانتیک در فهم و تفسیر محسوب می­شود و بن­مایه­های دوم و سوم به ویژه در تأویل روان­شناختی ظهور و بروز پیدا می­کنند و فردیّت و نیّت مؤلّف را در سپهر روان جستجو می­کنند.