واکاوی نظریه پردازی سمبولیسم اجتماعی ایرانی در بوطیقای شعر نیمایوشیج
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.22080/rjls.2021.19382.1154چکیده
چکیده در جریانشناسی شعر نو فارسی، سمبولیسم اجتماعی، همراه با نوآوری ایرانی و به دور از اقتباس و تقلید سطحی، نخستین بار در شعر نیما یوشیج، پدیدارشد. نیما یوشیج، بیش از آن که او را پایه گذارشعر نو فارسی به شمارآوریم، باید نظریّهپرداز جریانی در شعر نو نام داد که آگاهانه و بر پایهی بوطیقای شعری با رؤیاوری به سوی سمبولیسم اجتماعی، زمینههای تحوّل را در عرصهی اندیشهورزی ایرانی پدید آورد. کارکردهای سمبولیسم اجتماعی در بیان مفاهیم ژرف، دوری گزیدن از عینیّتگرایی و نزدیک شدن به مفاهیم انتزاعی، ظرفیت بالای عناصر واژگانی زبان درحوزهی سمبولیسم اجتماعی، چندگانگی معنایی به مقتضای سرشت شعر فارسی و ژرفا بخشیدن به شعر نو فارسی از طریقِ گرایشهای سمبلیستی ازجمله عوامل رویکرد آگاهانه و هوشمندانهی نیما یوشیج به سوی سمبولیسم اجتماعی به شمار میرود. در این پژوهش که با روش گردآوری اطّلاعات از نوع کتابخانهای و روش تحلیل دادهها از نوع کمّی و کیفی انجام شده است، بر پایهی شناختِ جریانشناسی شعر نو فارسی، تحوّلات شعری آغازگر شعر نو فارسی از رمانتیسم به سوی سمبولیسم فردی و سپس سمبولیسم اجتماعی و تأثیر بافت برونمتنی، زمینههای رویگردانی نیما یوشیج از رمانتیسم و روی آوری به سمبولیسم اجتماعی کاویده میشود. هیچ یک از شاعران نوپرداز پیرو نیما یوشیج، نه بوطیقای شعری او را داشتند و نه توانایی در نظریّهپردازی ادبی تا بتوانند همسنگِ او در این عرصه و با این سطح گستردهی کمّی و کیفی در چارچوب سمبولیسم اجتماعی، منظومهی شعری بیافرینند؛ آن هم با رنگ و بوی بومی و ایرانی، موضوعی که تاکنون مغفول مانده است.