نمادپردازی در داستانهای مدرن کاظم تینا با تکیه بر مجموعه داستانِ عرفانی «آفتاب بی‌غروب»

نویسندگان

1 استاد مدعو دانشگاه پیام نور تهران. دانشجوی دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

2 دانشیار دانشگاه پیام نور تهران

3 استاد دانشگاه پیام نور

doi
10.22080/rjls.2021.20198.1184
چکیده

چکیدهنمادپردازی، شیوه‌ی هنری بیان افکار و اندیشه‌ها به شکل غیر مستقیم و پنهان است. نویسندگان با بهره‌گیری از نماد، آثار خود را ژرف‌تر می‌نمایند و امور ذهنی و درونی خود را به این شیوه منعکس می‌کنند. داستان مدرن با ویژگی‌های خاصِّ خود، بستر بسیار مناسبی برای ظهور و بروز نمادهاست؛ اساساً «نماد» از مؤلّفه‌های اصلی داستان مدرن است. کاظم تینا که از نویسندگان پیشگام آثار مدرن و متفاوت‌نویسی در داستان کوتاه ایران است در آثار خود، پیوسته، مکرّر و هوشمندانه از «نماد» بهره می‌گیرد؛ به گونه‌ای که حضور پربسامد نماد در داستان‌های ایشان، آثار وی را عمیق، رمزآلود و حتّی گاه مبهم کرده است. کتاب «آفتاب بی‌غروب»، طلوعِ مجموعه‌داستان‌های کاظم تینا و به نوعی چکیده‌ی جهان‌بینی و دیگر آثار اوست. تمام داستان‌های کاظم تینا در سبک مدرن یا پُست‌مدرن نوشته شده‌اند. در این داستان‌ها که با «اندیشه‌ی عرفانی خاص»، حول محور مرگ و جاودانگی و زندگیِ دوباره می‌گردند، جلوه‌ی پررنگ و مؤثّر نمادپردازی را می‌توان مشاهده کرد؛ زیرا از یک سو عرفان و از سویی داستان مدرن، محل جلوه‌گری رمزها و نمادهاست. نگارندگان این مقاله با عنایت به این که تاکنون آثار کاظم تینا به ویژه در سطح نمادپردازی مورد واکاوی قرار نگرفته‌اند، سعی بر آن دارد تا نمادپردازی را در داستان‌های مدرن کاظم تینا با تکیه بر مجموعه‌داستان «آفتاب بی‌غروب» و با روش تحلیل محتوای استنباطی، مورد واکاوی و رمزگشایی قرار دهد؛ و درنهایت، نقش و اهمّیّت دو مؤلّفه‌ی «مدرن بودن و عرفانی بودن» را در حضور پربسامد نماد در این مجموعه‌داستان شرح دهد.