مقایسهی تطبیقی درونمایههای مکتب باروک و مضامین شعر سهراب سپهری
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه مازندران
2 دانشگاه مازندران
doi
10.22080/rjls.2020.19213.1144چکیده
چکیدهمکتب باروک که ابتدا در هنر معمارى ظاهر شده بود به تدریج در هنرهاى تجسّمى، موسیقى و ادبیّات رسوخ و نمود یافت. تجلّی نگرش باروک در ادبیّات در ادوار ادبی، بعد از قرن شانزدهم و به خصوص در ادبیّات قرن بیستم در بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکای جنوبی مشهود است. در ادبیّات فارسی ایران نیز بسیاری از محقّقان، مکتب باروک را مورد بررسی قرار داده و آن را با برخی از ویژگیهای شعر فارسی به ویژه با معیارهای سبک هندی، قابل مقایسه دانستهاند. در این جستار به بررسی تطبیقی مکتب باروک با شعر سهراب سپهری میپردازیم و بدون اعتقاد به منطبق بودن شعر سهراب با تمام ویژگیها و معیارهای ساختاری مکتب باروک، تلاش میکنیم مضامین مشترک شعر این شاعر معاصر با مکتب باروک را مورد توجّه دهیم. بررسیهای صورت گرفته نشان داد که مضامین و درونمایههای مشترک فراوانی در شعر سهراب با آنچه در باروک مطرح است، وجود دارد. این مضامین، عبارتاند از: گریز از تقلید، دم غنیمت شمردن، هنجارگریزی معنایی، تناسخ، مرگاندیشی، ابهام و حیرت، پارادوکس و عصیان. نگاهی به این درونمایهها، نشان میدهد اساسیترین مؤلّفهای که باروک بر آن، تکیه دارد، نوآوری و عدم رکود است. همان که شعر سهراب را نیز شامل گردیده است و اندیشهی ناب و تقلیدناپذیر وی – که به گفتهی محقّقان، نشاتگرفته از آبشخورهای متفاوتی است- بر آن، تأکید دارد.