ارزیابی مدل رفتارهای پرخطر براساس سیستمهای مغزی-رفتاری و ابعاد تاریک شخصیت با میانجیگری توانایی کنترل فکر در دانشآموزان دورۀ دوم متوسطه
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران.
2 گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران.
3 گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران .
doi
10.22059/japr.2023.328357.643937چکیده
هدف پژوهش حاضر، الگویابی ساختاری رفتارهای پرخطر براساس سیستمهای مغزی-رفتاری و ابعاد تاریک شخصیت با میانجیگری توانایی کنترل فکر در دانشآموزان دورۀ دوم متوسطه بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوۀ مدلیابی معادلات ساختار بود. جامعۀ پژوهش متشکل از کلیۀ دانشآموزان دورۀ دوم متوسطۀ شاهینشهر در سال تحصیلی 1400-1399 بود که از بین آنان 505 نفر (262 پسر و 243 دختر) به شیوۀ نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامههای سیستم مغزی رفتاری (BBSQ)، رفتارهای پرخطر (HRBQ)، شخصیت تاریک (DTPQ) و توانایی کنترل فکر (CTAQ) بودند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، بهوسیلۀ نرمافزار SPSS و Amos ویرایش 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد سیستمهای فعالسازی و بازداری رفتاری، ابعاد تاریک شخصیت (خودشیفتگی، ماکیاولیسم و جامعهستیزی) بر توانایی کنترل فکر و رفتارهای پرخطر دانشآموزان دارای اثر مستقیم معنادار بوده است (001/0>p). همچنین مطابق نتایج، توانایی کنترل فکر علاوه بر اثر مستقیم بر رفتارهای پرخطر دانشآموزان، در رابطۀ سیستمهای مغزی-رفتاری و ابعاد تاریک شخصیت با رفتارهای پرخطر دانشآموزان دورۀ دوم متوسطه نیز نقش میانجی معنادار دارد. با توجه به نقش میانجی معنادار توانایی کنترل فکر، پیشنهاد میشود تا با آموزش تکنیکهای توانایی کنترل فکر به دانشآموزان و تأثیر بر سیستمهای مغزی رفتاری و ابعاد تاریک شخصیت، از بروز رفتارهای پرخطر در میان آنان کاسته شود.