نسبت «واقعیّت» و «فراواقعیّت» در داستانهای سوررئال و فانتستیک
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، خراسان جنوبی، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، خراسان جنوبی، ایران
4 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند
doi
10.22080/rjls.2020.19779.1171چکیده
چکیده: بنیاد داستان بر تخیّل استوار است؛ از این رو حتّی آنگاه که رونگاشتی است از واقعیّت عینی نیز، همین که از صافی ذهن نویسنده میگذرد، از واقعیّت فاصله میگیرد. در فرآیند فاصلهگیری از اصل واقعیّت، درجاتی وجود دارد که متن را به حوزههای متفاوتی از انواع فراواقعی میکشاند؛ به نحوی که یا داستان را وارد حوزهی تخیّلی و فانتزی میکند و یا جلوههایی از فراواقعیّت را در داستان منعکس مینماید. در این میان، داستانهای فانتستیک در مرز واقعیّت و تخیّل قرار دارند و به گونهای واقعیّت و خیال را ترکیب میسازند که تشخیص امر واقعی و غیر واقعی در داستان به سادگی امکانپذیر نیست. فانتستیک به نوبهی خود، انواع متفاوتی از داستانها در سبکهای گوناگون را در بر میگیرد که داستانهای سوررئال ازجملهی آن است. در این پژوهش، ضمن تشریح ویژگیهای متعدّد انواع داستانهای فراواقعی و تبیین ویژگیهای مختصِّ فانتستیک و سوررئال در میان انواع فراواقعی، همچنین با مراجعه به دیدگاههای متعدّد ارائهشده در این خصوص و اشاره به برخی از متون روایی مرتبط، نشان داده میشود که داستان سوررئالیستی، چگونه از دیگر داستانها و روایتهای فراواقعی به ویژه فانتستیک متمایز میشود و ناخودآگاهمحوری با عنوان اصلیترین تفاوت رمزگان امر فراواقعی در داستانهای سوررئال و سایر انواع داستانهای فانتستیک مشخّص میگردد.