رابطۀ سرمایه‌های روانی و اجتماعی با انواع بهزیستی: نقش واسطه‌ای معنای زندگی

نویسندگان

1 استاد، گروه روان‌شناسی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، روان‌شناسی عمومی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشیار، گروه روان‌شناسی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/japr.2023.348880.644384
چکیده

 هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه‌ای معنای زندگی در رابطه با سرمایۀ روان‌شناختی و سرمایۀ اجتماعی با انواع بهزیستی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و به‌لحاظ هدف کاربردی بود. جامعۀ آماری این پژوهش را تمام دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی قم در ترم دوم سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند که از میان آن‌ها 234 دانشجوی دختر و پسر (با میانگین سنی 47/24 و انحراف معیار 189/7) دانشکده‌های گوناگون به‌صورت دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامۀ سرمایۀ اجتماعی اونیکس و بولن (SCQ)، سرمایۀ روان‌شناختی لوتانز (PCQ)، مقیاس بهزیستی جامع کیز (CSM) و منابع معنای زندگی اشنل (SoMe) بود. داده‌ها با استفاده از روش مدل‌یابی معادلۀ ساختاری و به‌کارگیری نسخۀ 24 نرم‌افزار ایموس تحلیل شدند. نتایج نشان داد الگوی فرضی اولیه با داده‌های مشاهده‌شده برازش مطلوب دارد. همچنین مطابق یافته‌ها، سرمایۀ روان‌شناختی و سرمایۀ اجتماعی با واسطۀ معناداری زندگی، با انواع بهزیستی رابطۀ مثبت معنادار دارند. از طرفی سرمایۀ روان‌شناختی با واسطۀ بحران معنا با انواع بهزیستی، رابطۀ منفی معنادار دارد، ولی چنین رابطه‌ای برای سرمایۀ اجتماعی با انواع بهزیستی با واسطۀ بحران معنا یافت نشد. با توجه به اهمیتی که سازه‌های سرمایۀ روان‌شناختی، سرمایۀ اجتماعی، معناداری زندگی و بحران معنا در انواع بهزیستی افراد جامعه دارند، باید برای بهینه‌کردن این ابعاد برنامه‌ریزی کرد.