پایش عوامل محدودکننده‌ی تولید، پتانسیل و خلاء عملکرد برنج در شالیزارهای قائمشهر

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکتری زراعت، دانشکده علوم زراعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

2 گروه زراعت، دانشکده علوم زراعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

3 گروه زراعت، دانشکده علوم زراعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

4 گروه زراعت، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

doi
10.22069/ejcp.2025.20429.2522
چکیده

هدف: ادامه‌ی جریان پیش‌رونده و رو به رشد افزایش جهانی جمعیت و درآمد، منجر به افزایش تقاضای غذا و متعاقب آن تولید محصولات کشاورزی بیشتر است. از سوی دیگر تشدید ناهنجاری‌های اقلیمی نیز در آینده امنیت غذائی جامعه بشری را تهدید می‌کند. بسیار بعید است که این نیاز غذائی با گسترش سطح زیر کشت، به دلیل کمبود منابع آب و زمین‌های زراعی مناسب و افزایش کاربری‌های غیرکشاورزی به دلیل توسعه‌ی شهرسازی، برآورده شود. در یک نظام تولیدی کشاورزی نیز غالباً تفاوت‌های فاحشی بین عملکردهای حاصل از یک گیاه در یک منطقه وجود دارد. این موضوع محققین را بر آن داشت تا دلایل عدم دستیابی به عملکرد پتانسیل را ارزیابی و درصدد پرنمودن شکاف‌های موجود و بهبود عملکرد برآیند. با توجه به ضرورت افزایش تولید برنج در کشور، مطالعه‌ی حاضر نیز با هدف تعیین کمیت عملکرد پتانسیل و خلاء عملکرد در منطقه‌ی مورد مطالعه و محدودیت‌هایی که در ایجاد خلاء عملکرد نقش دارند و اجرای بهترین مدیریت‌ها، انجام شده است. مواد و روش‌ها: در این مطالعه سه گروه اطلاعات مربوط به مدیریت زراعی، خاک و گیاه زراعی (شامل 260 متغیر)، طی دو سال زراعی 1398 و 1399 از مجموع 164 مزرعه شامل ارقام محلی و پرمحصول برنج، در 36 روستا از توابع شهرستان قائمشهر واقع در استان مازندران به صورت میدانی و با پایش مستمر طی فصل رشد و از طریق مصاحبه چهره به چهره با کشاورزان اندازه‌گیری و ثبت گردید. تجزیه‌ی آماری نیز به روش تحلیل مقایسه کارکرد انجام شد. رابطه‌ی بین عملکرد و کلیه‌ی متغیرها با کمک رگرسیون چندگانه بررسی شد. ضمناً دامنه تغییرات و شیوه‌ی انجام هر عملیات مدیریتی و همچنین نسبتی از کشاورزان که از شیوه‌های مختلف عملیات مدیریتی استفاده کرده بودند، مشخص شدند. یافته‌ها: از حدود 160 متغیر مورد بررسی، مدل عملکرد) معادله نهایی تولید( با نه متغیر مستقل انتخاب شد که 73 درصد از کل تغییرات عملکرد را توجیه کرد (0001P < 0/). مدل، متوسط و حداکثر عملکرد را به ترتیب معادل 5163 و 11598 کیلوگرم در هکتار تخمین زد که با متوسط و حداکثر عملکردهای مشاهده شده در مزرعه (5243 و11052 کیلوگرم در هکتار) قابل مقایسه‌اند. میزان خلاء عملکرد نیز در معادله‌ی تولید، 6435 کیلوگرم در هکتار به دست آمد؛ یعنی بین عملکرد واقعی کشاورزان در مزرعه و عملکرد قابل حصول، مقدار 6435 کیلوگرم در هکتار شکاف وجود دارد. همچنین مشخص شد که رقم کم‌محصول، تاریخ نشاکاری، تعداد نشاء در هر کپه، آرایش کاشت مربعی، مقدار کل کود اوره، مقدار کل کود سولفات آمونیوم، مقدار کل کود سولفات پتاسیم، بافت خاک رسی لوم و گیاه قبلی در تناوب از نوع لگوم، به ترتیب 35، 8، 9، 3، 15، 12، 12، 2 و 4 درصد در ایجاد خلاء نقش دارند.نتیجه‌گیری: تحلیل مقایسه کارکرد یکی از روش‌های آماری است که با تجزیه‌ی داده‌های میدانی قادر است تاثیر عوامل مختلف را در مقدار نهائی عملکرد محصول به خوبی ارائه دهد. بر اساس نتایج موجود می‌توان بیان نمود که، دقت مدل عملکرد (معادله نهائی تولید) مناسب بوده و با شناسائی علل اصلی محدودیت تولید، در تخمین میزان خلاء عملکرد و تعیین سهم اثرگذار هر یک از متغیرهای محدود‌کننده‌ی عملکرد و ﺟﻬﺖ‌دهی بهتر به ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی مشابه که با هدف افزایش تولید در واحد سطح انجام می‌شود، کمک قابل ملاحظه‌ای ارائه می‌دهد.