وجوه روش‌شناختیِ تاریخ‌نویسیِ اندیشۀ سیاسی جواد طباطبایی

نویسندگان

1 استادیارعلوم سیاسی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشگاه اصفهان، دانشکده علوم اداری و اقتصاد

doi
10.30465/cps.2022.40723.2993
چکیده

مسئلۀ کانونی جواد طباطبایی در همۀ آثارش «ایران به عنوان یک مسئله/مشکل فلسفی» است و این مسئله او را به زوایای گوناگون تاریخ، تاریخ اندیشه و تاریخ اندیشه سیاسی در ایران می‌کشاند. وی مجموعه‌ای از رویکرد و روش‌هایی که تاکنون به این منظور به کار گرفته شده‌اند را نامناسب دانسته و ردّیه‌های صریحی بر آن‌ها می‌نویسد از جمله رویکردهای تاریخ‌گرایانه، ایدئولوژیک، جامعه‌شناختی، تجددستیز، اهل تتبعات ادبی، روشنفکران دینی، مستشرقان، ایران‌شناشان اروپایی، تاریخ‌نویسیِ دانشگاهی و روش‌هایی مانند کشف‌المحجوب. حال پرسش این است طباطبایی برای بررسی تاریخ و تاریخ اندیشۀ سیاسی در ایران از چه رویکرد و روشی بهره گرفته است؟طباطبایی رویکرد خود را «فلسفی»، شیوۀ نوشتن خود را «استراتژیک» و جای-گاهی که از چشم‌انداز آن به تاریخ اندیشه سیاسی می‌نگرد را «اندیشۀ تجدد» می‌داند. به صورت خاص، روش عمده و اصلی طباطبایی، «روش تحول تاریخی مفاهیم» است؛ بهره‌گیری از دستگاه مفاهیم تجدد با قیدِ اجتهاد در آن مفاهیم، مهم‌ترین مدعای طباطبایی در بهره‌گیری از چنان روشی است. البته طباطبایی در همۀ آثارش، الزاماً از روش واحدی بهره نمی‌گیرد و خود را نیز به همۀ ابعاد و قیود یک روش مقید نمی‌سازد، هرچند همۀ آثار او از منطق کلی یا رویکردی واحد پیروی می‌کنند.